مىكردند تا اين كه خود نيازمند كسب علم شد و شروع كرد به آموختن علم نحو .
از پدرش نقل مىكند كه به حج رفت و اطراف خانه طواف كرد و بين صفا و مروه سعى نمود و از خدا خواست كه پسرش با علم نحو آشنا شود ، مىگويد : بعدها او نحو و لغت را آموخت و با گروهى از مردم پل رفت و آمد داشت و هر دفعه ده درهم و بيشتر به او اجرت مىدادند تا اين كه نزد بشرو ابراهيم پسران هارون كه دو برادر كاتب محمدبن عبداللَّهبن طاهر بودند ، رفت و آمد كرد و همچنان نزد ايشان و فرزندان ايشان مدتى را رفت و آمد داشت تا اين كه عبداللَّهبن طاهر به مردى كه فرزندش را تعليم دهد ، نيازمند شد و فرزندش را در حجر ابراهيم قرار داد و براى يعقوب پانصد درهم مقررى بريد و بعدها هزار درهم كرد . يعقوب پيش از آن به سامرا رفته بود و اين اتفاق زمان متوكّل بود و عبداللَّهبن يحيىبن خاقان او را نزد متوكّل برد و به دربار او پيوست و مقررى او را بالا برد .
سپس مىگويد : به من اطلاع دادند كه يعقوب در ماه رجب سال 243 درگذشت . « 1 »
ابن خلكان مىگويد : ابويوسفبن اسحاق معروف به ابن سكيت صاحب كتاب « اصلاح المنطق » و كتابهاى ديگر را حافظ ابن عساكر در تاريخ دمشق نام برده و مىگويد : از ابوعمروبن اسحاقبن مرّار شيبانى و محمدبن مهنّا و محمدبن صبحبن سماك واعظ ( شرح حال او را ) نقل كردهاند و ( خود نيز ) در نزد احمدبن فرج مقرى و محمدبن عجلان
هامش
( 1 ) - تاريخ بغداد : 14 / 273 .