بود . « 1 »
شرح حال او در « روضات الجنات » و « لؤلؤةالبحرين » و ديگر كتابهاى رجال شيعه آمده است ، تمام دانشمندان شيعه بر ديانت و وثاقت او اجماع دارند و او را از اصحاب امام جواد و امام هادى عليهما السلام بر شمردهاند .
ابن سكيت در كتابهاى عامه
ياقوت حموى مىگويد : ابويوسف يعقوببن اسحاقبن سكيت ، سكيت لقب پدر اوست و پدرش از اصحاب كسائى ، عالم به عربيت و لغت و شعر بود . يعقوب با پدرش آموزگار و مربى كودكان در مدينةالسلام ( بغداد ) بود تا اين كه نياز به كسب علم پيدا كرد و به آموختن علم نحو از علماى بصره و كوفه رو آورد و از ابوعمر و شيبانى و فرّاء و ابن اعرابى و اثرم كسب علم كرد .
از اصمعى و ابوعبيده روايت كرده و ابوسعيد سكرى و ابوعكرمه ضبى و محمدبن فرج مقرى و محمدبن عجلان اخبارى و ميمون بن هارون كاتب و ديگران نيز از او روايت كردهاند .
وى عالم به قرآن و علم نحو كوفيان و از داناترين افراد به لغت ، شعر و روايت و ثقه بود . و پس از ابن اعرابى كسى نظير او نبود و بعدها به سامراء رفت و عبداللَّهبن يحيىبن خاقان او را نزد متوكّل برد و متوكّل فرزندانش را به او سپرد تا تربيتشان كند و مقررى فراوانى به او مىداد .
سپس او را به مشاورهء خود فراخواند ولى عبداللَّهبن عزيز او را از اين كار
هامش
( 1 ) - الكنى و الألقاب : 1 / 309 .