او درگذشت و اين اتفاق در شب دوشنبه پنجم ماه رجب سال 244 و به قولى سال 246 و به قول ديگرى سال 243 روى داد . و خدا بهتر مىداند .
بعضى از دانشمندان گفتهاند : كتابى از روى پل بغداد نگذشته است كه مانند « اصلاح المنطق » باشد و ترديدى نيست كه آن از جمله كتابهاى مفيد و سودمند و جامع لغات فراوانى است . و در حجم آن كتابى در اين زمينه به مانند آن را سراغ نداريم ، و گروهى به اين كتاب توجه كردهاند ، از جمله وزير ابوالقاسم حسينبن على معروف به ابن مغربى آن را خلاصه كرده و خطيب تبريزى آن را تهذيب نموده و ابن سيرافى دربارهء اشعارى كه در آن به وديعت نهادهاند سخن گفته است و آن كتاب مفيدى است . « 1 »
سيوطى مىگويد : ابويوسف يعقوب بن اسحاق بن سكيت ، عالم به علم نحو كوفيان و علم قران و لغت و شعر و روايت بوده و ثقه مىباشد ، وى كتابهاى زيادى در نحو و معانى شعر و تفسير ديوانهاى عرب دارد ؛ در اين علوم بر كسانى كه پيش از او بودند ، فزونى دارد و پس از ابن اعرابى كسى نظير او نبود .
يك بار نزد ابن اعرابى حضور يافت ، ابن اعرابى چيزى بر خلاف اعتبار و آبروى يعقوب نقل كرد . پرسيد : خدا امور تو را اصلاح كند ! چه كسى اين را نقل كرد ؟ ابن اعرابى گفت : چه قدر تو نياز دارى كه كسى گوشت را معيوب كند و سپس به صورتت سيلى بزند ! يعقوب با شنيدن سخن ابن اعرابى سربزير انداخت تا اين كه ابن اعرابى آرام گرفت سپس به وى گفت : چقدر من خوشحال مىشدم كه اين سخن از شما نسبت به
هامش
( 1 ) - وفيات الأعيان : 5 / 438 .