تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
در پاسخ مىگويد : تو اختيار كار را به دست من نهادى از اين رو من هم دلخواه خود عمل كردم زيرا كسى كه به خود واگذارده شده مشكل و مانعى ندارد ، زيرا كه جمع بين خودسرى و ممانعت محال است ! سپس امام عليه السلام فرمود : بنابراين هر كه معتقد باشد كه خداى تعالى امر و نهى خود را به بندگانش واگذارده است ، ناتوانى او را ثابت كرده و بر او واجب دانسته كه هر كارى ؛ چه خوب ، چه بد را از بندگان بپذيرد ! و امر و نهى و وعد و وعيد او را نقش بر آب كرده است ! آنگاه فرمود : « خداى عزّوجلّ » خلق را به نيرو و توان خود امكان پرستش و اطاعت خود را ؛ از امر و نهى كه فرموده ، به ايشان داده ، و به آنچه اراده فرموده امر و نهيشان كرده ، و اطاعت امر و نهى خود را از آنها پذيرفته و بدان وسيله از ايشان راضى است و از نافرمانى خود نهى كرده و شخص نافرمان را نكوهش نموده و به خاطر نافرمانيش مجازات مىكند . و خداوند در امر و نهى خود مختار است ، هر چه را بخواهد اختيار مىكند و به آن فرمان مىدهد و از آنچه نمىپسندد نهى مىكند . و به خاطر توانايى كه به بندگانش براى پيروى از فرمان و دورى از نافرمانيش داده است پاداش و كيفر مىدهد ، زيرا كه او عين عدالت و انصاف و حكمت از آنِ اوست . و حجت را با بى تقصير دانستن ( اعذار ) و بيم دادن ( در مواردى ) تمام كرده و اختيار با اوست ، هر كه از بندگانش را بخواهد برمى گزيند ؛ محمّد صلى الله عليه و آله و سلم را برگزيد . و او را براى رسالت خود به سوى خلق فرستاد . در صورتى كه اگر اختيار امور خود را به بندگانش واگذارده بود هر آينه قريش اميّة بن ابى الصّلت و ابو مسعود ثقفى را برمىگزيدند ، زيراكه آنها در نظر ايشان از محمّد برتر بودند ، از اين رو