تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
مىگفتند :
« لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ »
« 1 » منظورشان از اين مرد آن دو نفر بودند . اين است اعتقاد به عقيدهء بينابين كه نه جبر است و نه تفويض . اميرالمؤمنين عليه السلام در موقعى كه عباية بن ربعى اسدى « 2 » دربارهء استطاعت بر انجام كار پرسيد ، همين پاسخ را داد و فرمود : « آيا تو از توانايى مىپرسى كه بدون كمك خدا داشته باشى يا با قدرت خدا ؟ » عباية بن ربعى ساكت ماند ، فرمود : اى عبايه ! حرف بزن ! عرض كرد : چه بگويم ؟ فرمود : اگر مىگفتى تو خود داراى آن قدرتى به همراه خدا ، تو را مىكشتم و اگر مىگفتى بدون كمك خدا و مستقلًا چنان قدرتى را دارى باز هم تو را مىكشتم ! عرض كرد : يا اميرالمؤمنين عليه السلام : پس چه مىگفتم ؟ فرمود : بايد مىگفتى : آن قدرت را تو دارى اما به وسيلهء خدايى كه مالك بالاستقلال آن است و اگر به من داده ، از روى كرم و احسان است و اگر بگيرد نيز به خاطر آزمايش است و او مالك حقيقى همه چيز است و هم مالك آنچه را كه تو را بر آن توانايى داده است ! مگر نشنيده‌اى كه مردم از او نيرو و توانايى درخواست مىكنند آنجا كه مىگويند : هيچ نيرو و توانىجز به وسيلهء خدا نيست . آن مرد گفت : يا اميرالمؤمنين ! تأويل اين گفتار چيست ؟ فرمود : يعنى هيچ توانى ما را از ( انجام ندادن ) گناهان نيست جز با حفظ و نگهدارى خدا ! و هيچ نيرويى بر اطاعت خدا نداريم مگر به يارى خدا .
هامش
( 1 ) - زخرف / 30 : چرا اين قرآن بر مردى بزرگ از مردم اين دو قريه نازل نشد ؟ ! ( 2 ) - در متن به نقل از كتاب احتجاج ، به جاى عبايه ، عتابه آمده است ، به نظر مىرسد عبايه درست باشد - م .