اينك من براى هر يك از اين سه بخش ، يعنى جبر و تفويض و جايگاهى در بينابين آن دو مثلى مىآورم تا به ذهن جوينده مطلب را نزديك كند و شرح مطلب را براى او آسان سازد و قرآن كريم نيز با آيات محكم خود بر آن گواهى دهد و در نزد خردمندان باور داشتن آن مسلّم باشد ، در حالى كه نگهدارى از خطا توفيق دست خداست .
سپس فرمود : امّا جبر ، اعتقاد كسى است كه معتقد است خداى عزّوجّل بندگان را به گناهان وادار نموده و ايشان را به خاطر همان گناهان مجازات مىكند ! و هر كه بر اين اعقيده باشد ، خدا را ستمگر دانسته و او را تكذيب كرده است در صورتى كه سخن خدا عقيده او را مردود مىشمارد :
« وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً »
« 1 » و نيز اين سخن خداى متعال :
« ذلِكَ بِما
قَدَّمَتْ يَداكَ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ »
« 2 » با آيات بسيار ديگرى در چنين مورد ، بنابراين هر كس گمان برد كه او بر ارتكاب گناهان مجبور است در حقيقت گناه خودش را بر عهدهء خدا گذاشته و خدا را در عظمتش ، ستمكار قرار داده است و هر كه پروردگارش را ستمگر بداند ، كتاب او ( قرآن ) را تكذيب كرده است و هر كه كتاب خدا را تكذيب كند به اجماع تمام امت كافر است ، بنابراين مثلى كه در اين مورد زده مىشود مثل مردى است كه بردهء زر خريدى دارد كه هيچ اختيارى از خود ندارد و مالك هيچ كالايى از كالاهاى دنيا نيست و آقاى او به خوبى اين را مىداند و با علم به
هامش
( 1 ) - كهف / 47 : پروردگارت به كسى ستم روا نمىدارد .
( 2 ) - حج / 10 : اين نتيجهء چيزى است كه دستهايت از پيش ( در دنيا به دست خودت ) براى تو فرستاده است .