تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
تهىدستى او ، فرمان مىدهد كه به بازار برود و چيزى كه مورد نياز اوست برايش بياورد در حالى كه بهايى بابت آن به وى نمىدهد ، و نيز مالك غلام مىداند كه جنس مورد نياز او نگهبان دارد ، و جنس را بدون بهاى مورد نظر به كسى نمىدهد ! در صورتى كه آقاى اين بنده ، خود را شخصى عادل و با انصاف و حكيم و بدور از ستم معرفى مىكند ، از طرفى بندهء خود را تهديد كرده است كه اگر جنس مورد نياز او را نياورد ، كيفر مىكند ! همين كه بنده به بازار مىرود و مىخواهد جنس مورد نيازى را كه مولايش دنبال آن فرستاده است ، بگيريد ، مىبيند صاحب كالا مانع است تا بهاى آن را نپردازد نمىدهد ، در حالى كه بنده بهاى آن را در اختيار ندارد ! نااميدانه ، بدون برآوردن حاجت مولا به نزد وى برمىگردد ، مولا او را مورد خشم قرار داده و مجازات مىكند ، به يقين اين مولا ستمگر و متجاوز است و آنچه را از عدل و حكمت و انصاف خود توصيف كرده است باطل ساخت ! و اگر مجازات نكند خود را تكذيب كرده است ، مگر كيفر نكردن بر او واجب نبود ! در حالى كه دروغ و ظلم ، با عدالت و حكمت منافات دارد و خداوند متعال از آنچه طرفداران جبر مىگويند بسى برتر و بالاتر است . سپس آن عالم ( امام هادى عليه السلام ) پس از سخنى طولانى فرمود : اما تفويض را امام صادق عليه السلام باطل دانسته و پيروان آن را خطا كار شمرده است كه مىگويند : خداى عزّوجّل اختيار امر و نهى خود را به بندگان سپرده و آنان را سرخود رها ساخته است ! اين سخن دقيقى است براى كسى كه بخواهد خوب بفهمد و دقت در آن نمايد ، جز امامان هدايت يافتهء از عترت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم زيرا كه آنها