من قرار داده است .
پرسيد : آيا اين شناخت ، ذاتى و فطرى شماست ؟
فرمود : اگر چنين بود كه در برابر نيكى ستوده نبودم و در مقابل كار بدم نكوهش نمىشدم و در آن صورت نيكوكار از بدكار به سرزنش سزاوارتر بود ! از اينجا دانستم كه خداوند ابدى و جاودانه است و هر چيزى جز اوست پديده و زوالپذير است ، و هرگز باقى و پاينده همچون پديدهء ناپايدار نمىباشد .
نجده عرض كرد : يا اميرالمؤمنين ! مىبينم كه داراى حكمتى !
فرمود : من در كار خود داراى اختيارم ، اگر به جاى نيكى بد كنم ، مجازات مىشوم .
نقل شده است وقتى كه اميرالمؤمنين از شام بر مىگشت ، در پاسخ مردى كه پرسيد : يا اميرالمؤمنين بگو ببينم آيا بيرون آمدن ما از شام به قضا و قدر الهى بود ؟
فرمود : آرى يا شيخ . به هيچ تلى بالا نيامديد و به هيچ دشتى فرو نشديد مگر به قضا و قدر الهى .
آن مرد گفت : يا اميرالمؤمنين بنابراين رنجى كه من بردهام بايد به حساب خدا بگذارم ! فرمود : پيرمرد ! ساكت باش ! زيرا خداوند به وسيلهء اين سفر به شما اجر و مزد بزرگى داد و به خاطر برخاستن و نشستن و بازگشت شما اجر و مزد داد ، شما در كارهايتان مجبور و ناگزير نبوديد ! شايد گمان بردى كه قضاى حتمى و تقدير الهى ضرورى بوده است ، اگر اين سفر شما چنين بود كه ثواب و عِقاب و وعده و وعيد بيهوده مىشد و هيچ چيزى بر اساس حقايق نمىماند ؛ اين عقيدهء بت پرستان و ياران
مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 323
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٣٢٣