برتر از آن است كه معتقدان بهتفويض مى گويند . ولى ما ( ائمّهء اطهار عليهم السلام ) مىگوييم : خداى عزّوجّل مردم را به قدرت خود آفريده و تواناى بندگى و پرستش خود را به ايشان داده ، سپس به آنچه خواسته است آنان را امر و نهى فرموده و پيروى از فرمانش را پذيرا شده و بدان وسيله از آنها خشنود گشته و آنها را از نافرمانيش بر حذر داشته و نافرمانان را نكوهش كرده و بدان وسيله كيفر مىنمايد . و خداوند در امر و نهى خود مختار است و هر چه را اراده و اختيار كند امر مىفرمايد و هر چه را نپسندد از آن نهى مىكند و بدان وسيله كيفر مىدهد ، از آن جهت كه به بندگانش - براى پيروى از فرمان او و اجتناب از نافرمانيش - توانايى و اختيار داده است زيرا عدل و انصاف و حكمت بالغه الهى آشكار و پيداست و حجّت او بر بهانهجويى و زنهار رساست و در نهايت اختيار با ذات مقدس اوست تا هر كه را از بندگان بخواهد جهت تبليغ رسالت و اتمام حجت بر بندگانش برگزيند كه از جمله حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم زا برگزيد و براى ابلاغ رسالت خود به سوى خلق ، مبعوث كرد . پس كسى از كافران قوم وى از روى حسد و خودخواهى گفت :
« لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ ؟ »
« 1 » مقصود از آن دو مرد يكى اميّة بن ابىالصّلت و ديگرى ابو مسعود ثقفى بود و خداوندنظر ايشان را باطل شمرده و پيشنهاد آنان را مردود دانست . و فرمود :
« أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا
هامش
( 1 ) - زخرف / 30 : چرا اين قُرآن بر مردى بزرگ از مردم اين دو قريه نازل نشد ؟ !