تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
اميرالمؤمنين عليه السلام به عباية بن ربعى اسدى - موقعى كه از آن حضرت دربارهء استطاعت و توان برخاستن و نشستن و انجام كار پرسيد - فرمود : آيا تو از توانايى و قدرتى مىپرسى كه بدون كمك و قدرت خدا داشته باشى ؟ ! عبايه ساكت ماند و اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : اى عبايه ! حرف بزن ! عرض كرد : چه بگويم ؟ فرمود : اگر مىگفتى تو خود داراى آن قدرتى به همراه خدا ، تو را مىكشتم ، و اگر مىگفتى بدون تو خود مستقلًا چنان قدرتى را دارى ، باز هم تو را مىكشتم ! عبايه عرض كرد : يا اميرالمؤمنين ! پس بايد چه مىگفتم ؟ فرمود : بگو كه تو داراى آن قدرتى اما به وسيلهء خدايى كه آن قدرت را مالك بالاستقلال است و اگر به من داده است از روى كرم و لطف است و اگر آن را از تو بگيرد به خاطر آزمونى براى توست ! او مالك حقيقى همه چيز است كه به تو داده ، و او بر هر چيزى تواناست كه تو را توانا ساخته است ، مگر نشنيده‌اى كه مردم از خدا قدرت و قوت مىطلبند و مىگويند : « لا حول و لا قوة الا بالله » عبايه گفت تأويل آن چيست ؟ فرمود : يعنى هيچ برخوردارى از گناهان نيست ، مگر خدا شخص رااز گناه نگهدارد و هيچ نيرويى ما را بر اطاعت خدا نيست جز به يارى خدا . فرمود ، آنگاه عبايه از جا جست و دست و پاى امام عليه السلام را بوسيد . و نيز از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل كرده‌اند ، موقعى كه ( شخصى به نام ) نجده به خدمت آن حضرت آمد و دربارهء شناخت خداى متعال پرسيد ، عرض كرد : يا اميرالمؤمنين به چه وسيله پروردگارت را شناختى ؟ فرمود : به وسيلهء تشخيصى كه او به من داده و با عقلى كه او راهنماى