تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
درندگان بيندازيد ! ولى مادر متوكّل خواست تا او را ببخشند . « 1 » 57 - از علي بن جعفر نقل كرده ، مىگويد : به ابوالحسن عليه السلام عرض كردم : چه كسى از ما علاقه‌مندتر به دين خود است ؟ فرمود : « كسى كه بيش از همه صاحب خود را دوست مىدارد ! » در حديثى طولانى سپس فرمود : « علي بن جعفر ! اين ( طاغوت ) متوكّل بين شهر يك بنايى مىسازد كه تمام نمىشود و پيش از تمام شدن به دست فرعونى از فرعونهاى ترك به هلاكت مىرسد . » . « 2 » 58 - از احمدبن عيسى كاتب نقل كرده ، مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را مانند كسى كه خواب ببيند ، ديدم گويى كه روى دامنم خوابيده بود و گويا مشتى خرما به من داد كه بيست و پنج عدد بود . » راوى مىگويد : كسى نماند جر من و ابوالحسن علي بن محمّد عليهما السلام و همراه وى يكى از سران سپاه بود او را در اتاق خودم فرود آوردم و آن افسر كسى را مىفرستاد و از ما براى اسبش علف مىگرفت ، روزى از من پرسيد ، چقدر از ما طلب‌كارى ؟ گفتم چيزى از شما نمىگيرم ! او گفت : آيا مايلى كه نزد اين مرد علوى به روى و به او سلامى بدهى ؟ گفتم : بدم نمىآيد . پس وارد شدم و سلام دادم و عرض كردم : در اين روستا از دوستان شما چنين و چنان افرادى هستند اگر بفرماييد آنها را خدمت شما بياورم ، من اين كار را انجام مىدهم ؟ ! فرمود : « اين كار را نكنيد ! » عرض كردم ، ما خرماهاى خوبى داريم ،
هامش
( 1 ) - بحارالانوار : 50 / 149 ( 2 ) - همان : 50 / 152
مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 209 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى