تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
مىفرستادند ، آنها كشته مىشدند و متوكّل تماشا مىكرد و مىخنديد ! چون علي بن محمّد عليهما السلام به آن مجلس آمد كبك‌ها به ديوارها چسبيدند و از جاى خودشان حركت نكردند تا امام عليه السلام برگشت و چون برگشت دوباره كشتار شروع شد . « 1 » 56 - از ابوهاشم جعفرى نقل كرده است ، مىگويد : در روزگار متوكّل زنى پيدا شد كه مدعى بود او زينب دختر فاطمه عليها السلام بنت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم است ، متوكّل گفت : تو دختر جوانى هستى در حالى كه از زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ساليان زيادى گذشته است ! آن زن گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دست بر سر من كشيده و از خدا خواسته است كه در هر چهل سال جوانى را به من باز گرداند ! و من تا به امروز به مردم خودم را نشان نداده‌ام ولى امروز نيازى پيدا كردم ناگزير نزد ايشان آمدم ! متوكّل بزرگان آل ابوطالب و فرزندان عباس و قريش را طلبيد و جريان او را گفت ، پس گروهى نقل كردند كه وفات زينب عليها السلام در فلان سال بود ، متوكّل به او گفت : دربارهء اين روايت چه مىگويى ؟ گفت : آنها دروغ و ناروا مىگويند ، من از مردم پنهان بودم و كسى از مرگ و زندگى من خبر نداشت ، متوكّل رو به حاضران كرد و گفت : آيا جز اين روايت ، دليل ديگرى در برابر اين زن داريد ؟ همگى گفتند : خير . متوكّل گفت : از اولاد عباس نباشم مگر اين كه از روى دليل و برهان ادّعاى اين زن را باطل كنم !
هامش
( 1 ) - بحارالانوار : 50 / 148 .
مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 206 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى