گفتند : ابن الرضا عليه السلام را احضار كن ! شايد در نزد او دليلى غير از آنچه در نزد ما است وجود داشته باشد ! متوكّل دنبال ان حضرت فرستاد و او را حاضر كرد و ماجراى آن زن را گفت ، امام عليه السلام فرمود : « او دروغ گفته است زيرا كه زينب در فلان سال و فلان ماه و فلان روز از دنيا رفته است ! » متوكّل گفت : اينان چنين چيزى را نقل كردند ولى او سوگند ياد كرد كه جز با برهان قانع كننده ، او از حرف خود بر نمىگردد !
امام عليه السلام فرمود : « اين بر تو مشكلى نيست ، زيرا برهانى وجود دارد كه هم او را و هم غير او را مجاب مىكند ! »
متوكّل گفت : آن برهان چيست ؟
فرمود : « گوشت فرزندان فاطمه عليها السلام بر درندگان حرام است ، بنابراين او را بين درندگان بيندازيد اگر از فرزندان فاطمه عليها السلام باشد ، زيانى به او نرسانند ! » .
متوكّل رو به آن زن كرد و گفت : چه مىگويى ؟ گفت : او مىخواهد مرا بكشد !
امام عليه السلام فرمود : « اينجا گروهى از فرزندان فاطمه عليها السلام هستند ، هر كدام را كه مىخواهى نزد درندگان بفرست ! »
راوى مىگويد : به خدا كه رنگ چهرهء همه آنها دگرگون شد بعضى از مغرضان گفتند : او چرا به ديگران حواله مىدهد و چرا خودش نمىرود ؟ !
متوكّل به اين پيشنهاد متمايل شد به اين اميد كه آن حضرت از بين برود بدون اين كه وى دخالتى داشته باشد ، از اين رو گفت : يا اباالحسن چرا خود نزد درندگان فرود نيايى ؟ !
فرمود : « ميل شماست » .
مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 207
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٢٠٧