تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
آنجا كه من امروز در منزلم را بر اموالى مىبندم كه هزار هزار ( يك ميليون ) درهم ارزش دارد ، غير از ثروت بيرون منزلم و ده فرزند خداوند نصيبم كرده و هم اكنون عمرم بالغ بر هفتاد و اندى سال است و من قائل به امامت آن مردى هستم كه از دل من آگاه بود و خداوند دعاى او را در حق من مستجاب كرد . « 1 » 48 - از يحيىبن هرثمه نقل كرده ، مىگويد : متوكّل مرا طلبيد و گفت : سيصد مرد از كسانى كه مايلى انتخاب كن و به جانب كوفه حركت كنيد و بارهايتان را آنجا بگذاريد و از راه بيابان راهى مدينه شويد ، و علي بن محمّدبن الرضا عليهم السلام را نزد من با احترام و تعظيم و تكريم بياوريد ! مىگويد : من طبق دستور عمل كردم و بيرون شدم در بين ما مردى از شُراة ( گروهى از خوارج ) بود و من نويسنده‌اى داشتم كه اظهار تشيّع مىكرد و من خود حشوى مذهب بودم آن مرد خارجى با آن كاتب مناظره مىكرد و من براى طى مسافت خستگى رفع مىكردم ! چون به ميانهء راه رسيديم ، مرد خارجى به نويسنده گفت : مگر اين سخن از گفتهء بزرگ شما علي بن ابىطالب عليه السلام نيست : « هيچ قطعه‌اى از زمين نيست مگر در آنجا قبرى است و يا در آينده قبر خواهد بود ! » ؟ اكنون اين خاك را ببين كجا ممكن است كه كسى در آنجا بميرد تا خدا همه جا را طبق گمان آنها پر از قبر كند ؟ ! يحيى مىگويد : من به آن كاتب گفتم : اين حرف مال شما ( شيعيان ) است ؟ گفت : آرى گفتم : او راست گفت : كجا ممكن است كسى در اين خاك
هامش
( 1 ) - بحار : 50 / 141 .