بده كه او همسر ابومحمّد و مادر قائم عليهما السلام است » . « 1 »
دلايل امامت امام عليه السلام
3 - كلينى از هارون بن فضل نقل كرده ، مىگويد : من ابوالحسن علي بن محمّد عليهما السلام را در روز وفات ابوجعفر عليه السلام ديدم ، گفت : « انّا للَّهو انّا اليه راجعون ، ابوجعفر عليه السلام درگذشت ! » عرض شد : از چه راهى فهميديد ؟
فرمود : « حالت خضوع و ذلتى از خدا بر دلم افتاد كه پيش از آن احساس نمىكردم . » . « 2 »
4 - همو از خيران اسباطى نقل كرده ، مىگويد : در مدينه خدمت ابوالحسن عليه السلام رسيدم به من فرمود : « از واثق چه خبر دارى ؟ » .
عرض كردم : فدايت شوم او را در حال تندرستى پشت سر گذاشتم و من از همهء مردم ديدار نزديكترى از او دارم ، ده روز است كه او را ديدهام !
فرمود : « اهل مدينه مىگويند : او مرده است ! »
خيران مىگويد : همين كه فرمود : اهل مدينه مىگويند ، فهميدم كه او مرده است ! سپس پرسيد : « جعفر « 3 » چه كار كرد ؟ »
گفتم : او را در حالى پشت سر گذاشتم كه بد حالترين مردم بود و در زندان بسر مىبرد !
هامش
( 1 ) - كمال الدّين : ص 417 .
( 2 ) - كافى : 1 / 381 .
( 3 ) - منظور از جعفر ، متوكّل عباسى يعنى جعفر پسر معتصم است - م .