تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
ضعف گراييد و به شدت مريض شدم و در شهرهاى روم پزشكى نماند مگر اين كه جدم او را احضار كرد و معالجهء مرا خواست و چون نااميد شد ، گفت : نور چشمم آيا در دلت هوايى هست تا در اين دنيا براى تو فراهم كنم ؟ گفتم : جدّا ! من درهاى گشايش را به روى خودم بسته مىبينم ! بنابراين اگر شكنجه را از زندانيان اسير مسلمان بازداشت شده برداريد و غل و زنجير را از آنها بگشاييد و به آنها تصدق و منت گذاريد و آزاد نماييد ! اميدوارم كه مسيح و مادرش عافيت و شفا را نصيب من كنند ! همين كه جدم به گفته‌هاى من عمل كرد آثار سلامتى در بدنم آشكار شد و اندكى غذا خوردم جدم خوشحال شد و رو به احسان و بزرگداشت اسيران مسلمان آورد ! و باز پس از چهار شب در خواب ديدم گويا بانوى زنان ( فاطمهء زهرا عليها السلام ) به ديدار من آمده در حالى كه مريم دختر عمران و هزار حورى از حوريان بهشتى به همراه او بودند ، و حضرت مريم به من فرمود : اين سرور زنان مادر همسر تو ابومحمّد عليه السلام است ! پس دست به دامن او زدم و گريستم و از خوددارى ابومحمّد از ديدار من به او شكوه كردم ! بانوى زنان عليها السلام فرمود : پسرم ابومحمّد تا وقتى كه تو براى خدا شريك قائلى و به آيين نصارا هستى به ديدار تو نمىآيد ، و اينك اين خواهرم مريم است كه از آيين شما به درگاه خدا تبرّى مىجويد ! بنابراين اگر خشنودى خداى عزّوجلّ و خشنودى مسيح و مريم عليها السلام و ديدار ابومحمّد عليه السلام را خواهانى بگو : اشهد انّ لا إله الا اللَّه و اشهد انّ ( ابى ) محمّداً رسول اللَّه ! همين كه من اين جملات را گفتم بانوى زنان مرا در آغوش گرفت و حالم بهبود يافت و فرمود : اكنون منتظر ديدار ابومحمّد با خود باش كه من او را به جانب تو