تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الاشارات والتنبيهات — صفحة مقدمه 83

مساهمون:

صمقدمه ٨٣
خلط كرده وبين آنها فرقى نگذاشته است . بر فرض كه جوهر جنس باشد ، اين موجب تكثّر در عقل اوّل نمىشود . زيرا جنس وفصل اجزاء عقلي واعتبارىاند كه با بساطت خارجي عقل اوّل منافاتى ندارند « 1 » . 8 - خواجة در جواب اشكال هشتم مىگويد : كه اين سلوب وإضافات در مورد حق تعالى پس از ثبوت غير ( يعنى مخلوقات أو ) معنا پيدا مىكند . پس اگر اين سلوب وإضافات بخواهد منشأ صدور مخلوقات باشد ، چون فرع بر ثبوت آنهاست ، دور باطل لازم مىآيد « 2 » . فخر رازي علاوة بر اين اشكالات بر مواضع ديگرى از كلمات شيخ هم اعتراض كرده است ، از جمله : آنجا كه شيخ الرّئيس مىخواهد از اختلاف حركات أفلاك در سرعت وبطىء بر كثرت عقول استدلال كند « 3 » ؛ يا آنجا كه أو از طريق حركات نامتناهى أفلاك يا از راه امتناع عليّت فلكى براي فلكى ديگر بر وجود عقول استدلال مىكند « 4 » ؛ يا آنجا كه صدور صور عنصرى مختلف از عقل فعّال را به كمك اجرام سماوي مىداند « 5 » ؛ اشكالاتى وارد مىكند كه ما براي پرهيز از طولانى شدن اين بحث از ذكر آنها خوددارى كرديم ، بخصوص آن كه همهء استنتاجات فلسفي شيخ الرّئيس ، وايرادات فخر رازي ، بر أصل موضوعه‌اى مبتنى شده است كه بعدا ابطال آن مسلم گرديده است . غالب اين بحثها واستدلالها ؛ ايرادها ومناقشه‌ها ، نقدها وپاسخگوئىها - كه اين بزرگان در طرّاحى آن نهايت هوش وذكاوت را به خرج داده ودر بناى آن اجتهاد وكوشش را به غايت رسانده‌اند وبه اين همه استنتاجات فلسفي عالي وتحسين برانگيز دست يافته‌اند - همگى بر پذيرش أفلاك تسعه ، وارادى بودن حركات آنها ، وأمثال اين مطالب كه از درجه اعتبار ساقط گرديده ، مبتنى شده است . ووقتي آن أساس ويران شد اينها هر چه رشته‌اند دوباره پنبه مىشود واز اين راه ديگر نه نفسي ونه تعدّد عقولى ثابت مىگردد . بنابر اين براي اثبات عقول وعالم مجرّدات وساير موضوعات فلسفهء الهى ، بايد راهى را در پيش گرفت كه مبتنى بر مقدمات سست طبيعي نباشد بلكه از براهينى استفاده شود كه از مقدّمات يقيني خدشه‌ناپذير تشكيل شده‌اند . لازم به ذكر است كه حكماى الهى علاوة بر طريق مذكور راههاى ديگرى را هم براي اثبات مراتب شكوهمند نظام هستى طي كرده‌اند كه مهمترين آنها استدلال از طريق قاعدهء « امكان اشرف » مىباشد . مفاد اين قاعده اين است كه در تمام مراتب هستى لازم است ممكن اشرف بر ممكن اخسّ مقدّم
هامش
( 1 ) - « شرح إشارات » خواجة ؛ ج 3 ؛ ص 252 .
( 2 ) - « شرح إشارات » خواجة ؛ ج 3 ؛ ص 252 .
( 3 ) - همين كتاب ؛ ص 449 .
( 4 ) - همين كتاب ؛ صص 475 و 493 .
( 5 ) - همين كتاب ؛ صص 509 - 512 .