ايرادات فخر رازي
أو بر اين بخش از سخنان شيخ الرئيس به شدّت اعتراض كرده وآنها را از بافتههاى بيت عنكبوت هم سستتر خوانده است « 1 » . ايرادات أو را به طور خلاصه بيان مىكنيم وسپس به نقد وبررسى آنها مىپردازيم :
ايراد اوّل : منحصر دانستن عقول در ده تا دليلي ندارد . چه مانعى دارد كه در ابتدأ از هر عقلي عقلي ديگر صادر شود تا هزار عقل يا بيشتر بدون فلكى ، وسپس عقلي باشد وفلكى ، واز آن عقل عقلي وفلكى ، تا اين كه عدد أفلاك كامل شود « 2 » .
ايراد دوّم : در تعيين جهات كثرتى كه به واسطهء آنها از عقل اوّل ، عقلي وفلكى صادر مىشود در كلمات شيخ الرّئيس اختلاف وجود دارد . أو گاهى عقل وفلك را ناشى از امكان ذاتي ووجوب بالغير مىداند ، وگاهى اينها را معلول تعقّل ذات وتعقّل غير معرّفى مىكند ، در حالي كه مىبايست در چنين موردى به روشنى سخن بگويد « 3 » .
ايراد سوّم : اگر گفته شود سه حيثيّت : امكان ، وجوب بالغير ووجود ، علّت صدور عقلي وفلكى از عقل اوّل شدهاند مىگوئيم :
اوّلا : هيچكدام از اينها صلاحيّت براي علّيّت را ندارند زيرا اينها أمور عدمي هستند .
ثانيا : امكان در ميان همه ممكنات مشترك است و « حكم الشّىء حكم مثله » . پس اگر امكان عقل اوّل ، علّت وجود فلك باشد ، پس امكان فلك هم بايد بتواند علّت خود فلك باشد ، ولازم مىآيد كه در عالم ممكنى نباشد « 4 » .
ايراد چهارم : اگر گفته شود دو حيثيّت تعقّل ذات وتعقّل مبدأ ، علّت صدور عقلي وفلكى از عقل اوّل شدهاند مىگوئيم :
اوّلا : علم عقل اوّل به خودش وبه غير خودش زائد بر ذات است ، وهر امر زائدى نيازمند به علّتى است . مىپرسيم آن علّت چيست ؟
ثانيا : علم وتعقّل در نزد حكما عبارت است از حصول صورتي مساوى با معلوم ، بنابر اين صورت
هامش
( 1 ) - ر . ك : همين كتاب ؛ ص 9 - 498 .
( 2 ) - ر . ك : همين كتاب ؛ ص 497 وص 505 .
( 3 ) - ر . ك : همين كتاب ؛ صص 501 - 499 .
( 4 ) - ر . ك : همين كتاب ؛ صص 1 - 500 .