تعيين صادر اوّل با حكماى اسلامى اختلاف كردهاند « 1 » .
متكلّمان معتزلي نيز با اين قاعده مخالفتي نكردهاند . امّا در ميان متكلّمان اشعرى امام محمّد غزّالى وامام فخر رازي به شدّت با اين قاعده مخالفت كرده وتا آنجا كه توانستهاند در ابطال آن كوشيدهاند واز آن وسيلهاى براي هجمه واعتراض بر فلاسفه ساختهاند . « 2 » امّا با وجود مخالفت ايشان نمىتوان گفت كه همهء اشاعره با قاعدهء « الواحد » مخالف بودهاند بلكه گروهى از ايشان أصل اين قاعده را پذيرفته وآن را به فاعل موجب اختصاص دادهاند ، امّا صدور كثير از فاعل مختار را جايز شمردهاند كه اين مخالفت با قاعدهء « الواحد » به حساب نمىآيد ، چون فاعل مختار داراى ارادهها وتعلّقات متعدّدى است ودر حقيقت « واحد من جميع الجهات » نيست تا مشمول قاعدهء « الواحد » باشد . آنچه موهم آن است كه متكلّمان منكر اين قاعده بودهاند اين است كه ايشان جميع ممكنات را با همهء كثرت بىشمارى كه دارند مخلوق بىواسطهء خداوند متعال مىدانند ، امّا اين عقيدة با اعتقاد به قاعدهء « الواحد » قابل جمع است زيرا - چنانچه ميرسيد شريف جرجانى هم توجّه داده است - بعضي از ايشان همچون اشاعره براي خداوند متعال صفات حقيقي متعدّد زائد بر ذات اثبات كردهاند ، وبعضي مانند معتزله براي أو ارادههاى حادث قائل شدهاند . وبنابر اين چون ايشان صدور كثرات از حق تعالى را يا به سبب صفات حقيقي متعدّد ، يا به واسطهء تعلّقات متعدّدهء اراده ، يا تجدّد إرادات زائد بر ذات وأمثال اينها توجيه مىكنند پس در حقيقت خداوند را بسيط حقيقي و « واحد من جميع الجهات » نمىدانند تا مشمول قاعدهء « الواحد » باشد « 3 » .
بنابر اين اگر كسى ادّعا كند كه أصل قاعدهء « الواحد » مورد اتّفاق همهء دانشمندان از عرفا وحكما ومتكلّمان مىباشد سخنى به گزاف نگفته است . وچنانچه خواجة نصير الدّين طوسي در نقد سخنان فخر رازي در « نقد المحصّل » گفته است : اشاعره قبول دارند كه صفت واحد مقتضى بيش از حكم واحد نيست ، وبراي غير از صفات ( يعنى براي ذات ) هم علّيّتى قائل نيستند ، پس جواز صدور كثير از واحد را نمىتوان به ايشان نسبت داد وبنابر اين مىتوان گفت : اشاعره هم مانند معتزله وفلاسفه با قاعدهء « الواحد » موافقت دارند ، ومخالفت با قاعدهء « الواحد » مخالفت با رأى همگان است « 4 » .
هامش
( 1 ) - ر . ك : ميرزا مهدى آشتيانى ؛ « أساس التوحيد » ؛ چاپ دانشگاه تهران 1330 ؛ صص 72 - 68 وابن فنّارى ؛ « مصباح الانس في شرح مفتاح الغيب » ، چاپ سنگى ، ص 30 .
( 2 ) - ر . ك : امام محمد غزالى ؛ « تهافت الفلاسفة » ؛ تصحيح سليمان دينا ؛ مصر 1947 م . ؛ ص 129 وبعد . وامام فخر رازي ؛ « المباحث المشرقية » ؛ قم ( انتشارات بيدار ) 1411 ه . ؛ ج 1 ؛ ص 8 - 460 .
( 3 ) - ر . ك : سيد شريف جرجانى ، « شرح مواقف » ، مصر 1325 ه . ؛ ج 4 ، ص 5 - 123 .
( 4 ) - عبارت خواجة نصير الدّين طوسي در « نقد المحصّل » چنين است : « أقول : الأشعريّة قالوا : الصّفة الواحدة لا تقتضى أكثر من حكم واحد . أمّا الذات الواحدة فلم يقولوا ذلك فيه ، إذ لم يقولوا بعلّيّة ما عدا الصّفات . والمعتزلة والفلاسفة قالوا بذلك من الذّوات أيضا . وصاحب الكتاب خالف الكلّ . » ( خواجة نصير الدين طوسي ؛ « تلخيص المحصّل . . . » ؛ به تصحيح آقاى نوراني عبد اللّه ؛ بيروت 1985 م ؛ ص 238 ) .