9 - قاعدهء « الواحد لا يصدر عنه إلّا الواحد »
اين قاعده يكى از مهمترين قواعد فلسفي است كه بسيارى از أصول ومسائل فلسفي ديگر به طور مستقيم يا غير مستقيم بر آن مترتّب شده است . مفاد قاعدهء « الواحد » اين است كه اگر علّتى به تمام معنى واحد باشد ودر آن هيچ جهت كثرتى نباشد ، معلول واثرى هم كه بىواسطه از آن به وجود مىآيد واحد است . مطابق اين قاعده صدور بيش از يك معلول در عرض هم از علّت واحد محال بوده ونشانهء تكثّر وتركيب در آن علّت است .
اين قاعده مورد قبول همهء فلاسفه از حكماى قديم يونان تا حكماى متأخّر اسلامى مىباشد .
ابن رشد قاعدهء « الواحد » را قضيّهاى مىداند كه همهء قدماء از فلاسفهء يونان بر آن اتّفاق داشتهاند ، اگر چه فارابى وابن سينا را متّهم مىكند كه مقصود ايشان را در كيفيّت فيضان مبادى مفارقه از مبدأ اوّل به درستى تبيين نكردهاند « 1 » . فارابى در رسالهاى كه از زينون كبير شاگرد أرسطو آورده است از قول زينون نقل مىكند كه أو اين قاعده را از استادش أرسطو شنيده است « 2 » . اين قاعده بخصوص در آثار نو افلاطونيان به روشنى مورد تأكيد واقع شده است « 3 » . أغلب حكماى اسلامى نيز از مشّاء واشراق اين قاعده را پذيرفته وبا دلايل متعدّد به اثبات آن پرداختهاند . ودر اين راه شيخ الرّئيس وشاگردش بهمنيار گوى سبقت را از ديگران ربوده ، به گونهاى كه در آثار ديگران كمتر دليل تازهاى علاوة بر آنچه ايشان گفتهاند مىتوان يافت « 4 » .
أهل عرفان نيز اين قاعده را پذيرفته وآن را از مسلّمات دانستهاند ، اگر چه در تفريع بر اين قاعده
و
هامش
( 1 ) - ابن رشد ؛ « تهافت التهافت » ؛ تصحيح سليمان دينا ؛ قاهره 1964 م . ؛ صص 3 - 292 و 306 وبعد .
( 2 ) - قال زينون : « . . . وسمعت معلّمى أرسطاطاليس أنّه قال : إذا صدر عن واحد حقيقي اثنان لا يخلو إمّا أن يكونا مختلفين في الحقائق أو متّفقين في جميع الأشياء . فإن كانا متّفقين لم يكونا اثنين وإن كانا مختلفين لم تكن العلّة واحدة . » ( مجموعه رسائل فارابى ؛ رساله زنون ؛ چاپ حيدر آباد دكن هند ؛ ص 7 ) .
( 3 ) - افلوطين ؛ « اثولوجيا » ؛ تصحيح عبد الرحمن بدوي ؛ قاهره 1966 م . ؛ ميمر دهم ؛ ص 134 .
( 4 ) - ر . ك : « شفاء » ؛ الهيّات ، چاپ مصر ؛ ص 403 ؛ و « الإشارات والتنبيهات » ( همين كتاب ) ؛ ص 419 ؛ بهمنيار ؛ « التّحصيل » ؛ چاپ دانشگاه تهران ؛ ص 531 ؛ وميرداماد محمد باقر ؛ « القبسات » ؛ چاپ سنگى ؛ ص 232 ؛ ومجموعه مصنّفات شيخ اشراق به تصحيح هنرى كربن ؛ « التلويحات » ؛ ص 50 و « المشارع والمطارحات » ؛ ص 385 ؛ وقطب الدّين شيرازي ؛ « شرح حكمة الاشراق » ؛ چاپ سنگى ؛ ص 314 ؛ و « أسفار أربعة » ملاصدرا ؛ چاپ إيران ؛ ج 2 ؛ ص 205 ؛ وج 7 ؛ س 209 ؛ و « شوارق الالهام » لاهيجى ؛ چاپ سنگى ؛ ص 210 - 206 .