تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الاشارات والتنبيهات — صفحة مقدمه 65

مساهمون:

صمقدمه ٦٥
امّا اگر علم واجب تعالى به صور منفصل از ذات نيست ، پس بايد به صور متّصل وقائم به ذات باشد . واين صور متّصل يا عين ذات حق‌ّاند وبا ذات متّحدند ، آن گونه كه « فرفوريوس » از حكماى نو افلاطونى گفته است وشيخ الرّئيس آن را باطل دانسته است ، ويا غير از ذات وقائم به ذاتند . شيخ الرّئيس كه همهء أقوال فوق را باطل مىداند به همين نظر أخير قائل شده است « 1 » ، بنابر اين در نظر أو مناط علم أزلي حق تعالى به أشياء خارجي به ارتسام صور علمي آنها در ذات حقّ مىباشد . اين صور مرتسمة نه عين ذات واجب‌اند ، تا قول به اتّحاد عاقل ومعقول پيش آيد ؛ ونه جزء ذات‌اند ، كه موجب تكثّر وتركيب در ذات شوند ؛ ونه عارض بر ذاتند ، تا مستلزم جسميّت باشند . بلكه اين صور قائم به ذاتند آن گونه كه صور ذهني قائم به نفس ما هستند ، وكيفيّت قيام آنها به واجب تعالى به كيفيّتى است كه فعل به فاعل قيام دارد ، نه آن گونه كه عرض به موضوع قائم است . يعنى قيام اين صور به واجب صدوري است ونه حلولى . واگر چنين باشد بسيارى از اشكالات از قبيل اين كه ذات واجب تعالى محلّ صور متكثّرهء غير متناهية است واين با وحدت أو منافاة دارد ، يا اين كه لازم مىآيد ذات واحد بسيط هم فاعل باشد وهم قابل ، يا اين كه لازم مىآيد خداوند صفات إضافي وغير سلبى داشته باشد وأمثال اينها وارد نخواهد بود ، اگرچه ممكن است ايرادات ديگرى بر آن وارد باشد « 2 » . ما در اينجا اشكال اوّل را از زبان خود شيخ الرّئيس طرح كرده وپاسخ مىگوئيم ، وسپس دو اشكال ديگر را از زبان فخر رازي نقل كرده وبه نقد وبررسى آنها مىپردازيم :

اشكال وجواب

حاصل اشكالى كه خود شيخ الرّئيس در فصل هفدهم از نمط هفتم طرح كرده اين است كه : اگر خداوند متعال همه چيز را مىداند ، وعلم عبارت از ارتسام صور در ذات واجب تعالى است ، پس با توجّه به بطلان اتّحاد عاقل ومعقول واتّحاد صور معقول با يكديگر لازم مىآيد كه ذات واجب تعالى مشتمل بر كثرت بوده وواحد من جميع الجهات نباشد . وحاصل پاسخ شيخ از اين اشكال اين است كه : صور معقوله‌اى كه لازمهء تعقّل ذات هستند كثيرند . واين كثرت لازمهء ذات ومتأخّر از آن است نه داخل در ذات . بنابر اين كثرت ، مربوط به لوازم ومعلولات ذات است نه خود ذات ، وكثرت لوازم ( يعنى كثرت صورت مرتسمة ) مستلزم كثرت ملزوم ( يعنى كثرت ذات ) نيست . عبارت ابن سينا اين است :
هامش
( 1 ) - ر . ك : « شفا » ؛ الهيّات ؛ مقاله هشتم ، فصل هفتم ؛ ص 7 - 364 .
( 2 ) - براي نقد وايرادها بر نظريهء شيخ الرئيس ر . ك : « مطارحات » ، شيخ اشراق ؛ صص 3 - 481 ؛ و « شرح إشارات » خواجة ؛ ج 3 ، صص 7 - 304 ؛ و « أسفار أربعة » ؛ ج 6 ؛ صص 232 - 191 .
شرح الاشارات والتنبيهات — صفحة مقدمه 65 | فخر الدين الرازي