تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الاشارات والتنبيهات — صفحة مقدمه 62

مساهمون:

صمقدمه ٦٢
به حقيقت أو نيست . بنابر اين تعريفى كه جايگزين حدّ شود براي أو نيست « 1 » .

8 - علم واجب تعالى

مسألهء علم الهى يكى از مشكلترين وپيچيده‌ترين مسائل فلسفي است كه بزرگان از فلاسفه ومتكلمان تلاشهاى فراوانى براي تبيين آن به خرج داده‌اند ، وبراي اثبات مراتب مختلف آن راههاى گوناگونى را طي كرده‌اند . براي برداشتن نقاب از چهرهء اين « سرّ الهى » به مباحثات طولانى روى آورده ، گاهى كار را به جدال ومخاصمه كشانده وحتى به لعن وتكفير ديگران روى آورده‌اند « 2 » . كمتر مسأله‌اى تا اين حدّ معركهء آراء وموضوع احكام مختلف قرار گرفته وبخش عظيمى از مباحث علم ربوبي را به خود اختصاص داده است . اين مسأله افهام ساده را متحيّر ساخته ، وحكيمان فرزانه را در أوج هوشمندى ونبوغ فكرى از وصول به كنه آن محروم ساخته است . بعضي از نظامهاى فلسفي با آن كه دقّت وموشكافى را در اين راه به نهايت رسانده وبه نتايجى دست يافته‌اند كه به حقّ آنها را بايد از بديع‌ترين محصولات تفكّر فلسفي بشر دانست ، امّا با همهء اينها بايد اعتراف كرد كه اين مسئله رفيع‌تر از آن است كه پرندهء عقل به قلّهء آن نزديك شود وبرگرد آن طواف كند كه :
« لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ »
. ما در اينجا فقط به تبيين نظريهء شيخ الرّئيس دربارهء علم الهى ونقد وبررسى اشكالهاى فخر رازي بر آن اكتفا مىكنيم ومطالعهء آراء ديگران را به كتب مبسوط ارجاع مىدهيم « 3 » .

علم واجب تعالى به ذات خود

واجب تعالى ذاتش را به ذاته درك مىكند زيرا - چنانكه در نمط چهارم إشارات آمده است - أو مجرّد محض از مادّه است ، وهر مجرّدى به ذات خود علم دارد ، پس واجب تعالى به ذاتش علم دارد . أو
هامش
( 1 ) - ر . ك : شرح إشارات خواجة ؛ ج 3 ؛ ص 63 .
( 2 ) - ر . ك : امام محمد غزالى ؛ « تهافت الفلاسفة » ؛ تصحيح سليمان دينا ؛ چاپ مصر 1955 م ؛ صص 203 - 182 و 4 - 293 ؛ وابن رشد ؛ « تهافت التهافت » ؛ مصر 1964 م . ؛ ص 587 ؛ وامام فخر رازي ؛ « المطالب العالية » ؛ بيروت 1987 م ؛ ج 3 ؛ ص 164 .
( 3 ) - براي مطالعه آراء مختلف دربارهء علم الهى ر . ك : « شفاء » ، الهيّات ، مقاله هشتم ؛ فصل ششم وهفتم ، ص 370 - 357 ؛ و « التعليقات » ؛ تصحيح عبد الرحمان بدوي ؛ قاهره 1392 ه / 1973 م ؛ ص 15 - 13 ؛ 29 - 24 ، 48 ، 60 ، 66 - 65 ، 78 ، 81 ، 97 ، 103 ، 116 ، 118 ، 126 - 119 ، 149 ، 156 - 152 ، 159 - 158 و 194 - 191 . و « أسفار أربعة » ؛ ج 6 ؛ ص 180 وبعد ؛ وص 290 - 263 ؛ وملاعبد الرزّاق لا هيجى ؛ « شوارق الالهام » ، چاپ سنگى ؛ ص 518 وبعد ؛ ملّا هادي سبزوارى « شرح منظومه » ؛ ص 164 وبعد .