تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رداى او را گرفت و سه مرتبه فرمود : دشمن خدا بيرون شو ! پس رها كرد و او خوب شد . و او را گوسفند پيرى آوردند ، يكى از گوشهاى او را گرفت و او مثلهء ( گوش بريده ) شد سپس فرمود : او را بگيريد و اين نشانى گوشهاى تمام بچه‌هاى او تا روز قيامت كه بزايند خواهد بود ! آن حيوان زاد و ولد مىكرد و آن علامت در گوشهاى آنها معروف بود و ناشناخته نبود ! از جمله اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در سفرى بر شترى برخورد كه ناتوان مانده بود و در جاى صاحبان آن شتر ايستاد مقدارى آب خواست ، آب را در داخل دهانش گرداند ميان ظرفى ريخت و از آن آب وضو گرفت ، فرمود : دهان شتر را باز كنيد و آب را در دهان او ريخت ، آب بر سر آن حيوان كه رسيد او را به حركت درآورد و سپس به آن حيوان فرمود : به يارى خدا خلّاد و عامر و دو همراهيشان را كه صاحبان شتر بودند حمل كن ! آنها سوار شتر شدند ، شتر آنها را جلوى كاروان رساند . از جمله ماده شترى از صحابى آن حضرت در سفرى گم شد ، صاحب آن شتر گفت : اگر اين پيغمبر بود مىدانست شتر من كجاست ! اين حرف به گوش پيغمبر رسيد : فرمود : جز خدا كسى علم غيب ندارد ، فلانى برو شترت فلان جا مهارش به درختى بسته است ! رفت و همانطور يافت كه فرموده بود ! از جمله به شترى برخورد كه افتاده بود ، دمش را تكان داد . گفتند : او از شر سرپرستش شاكى است و درخواست دارد كه از دست آنها بيرون آورند ! پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از صاحب شتر جويا شد خدمت آن حضرت آمد ، فرمود : آن را به فروش و از اختيار خودت خارج كن ! شتر را خواباند در
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 443 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى