حادثه نمىداند تا نسبت به آنچه لازم است اقدام كند ، چون در آن وقت خداوند فراموشى را بر دل او مىاندازد تا حكم قضا اجرا شود » . « 1 »
36 - از جهات صحيح روايت كردهاند كه سندى بن شاهك پس از زهرآلوده ساختن خرماها را آراست و امام كاظم عليه السلام ده عدد از آنها را خورد ، سندى گفت : بيشتر نمىخوريد ؟ فرمود : « تو را به قدرى كه براى مأموريت خود لازم داشتى بس است » .
آنگاه قضاة و افراد عادل را چند روز پيش از وفات آن حضرت طلبيد و او را به نزد ايشان آورد و گفت : مردم مىگويند : ابوالحسن موسى عليه السلام در تنگنا و شكنجه قرار دارد ! اينك اين ابوالحسن است كه هيچ علت و بيمارى و صدمهاى در او نيست !
امام عليه السلام توجّهى كرد و به ايشان فرمود : « شما شاهد باشيد كه من تا سه روز به وسيلهء زهر كشته مىشوم ! شاهد باشيد كه من به ظاهر سالم و تندرستم اما مسموم ؛ آخر همين امروز به شدت رنگ پوستم سرخ و فردا به شدّت زرد و پس فردا به شدت سفيد مىشود و به رحمت و رضوان خدا مىروم ! » و همانطور شد كه امام عليه السلام فرموده بود ؛ در آخر روز سوم سال 183 هجرى به سنّ پنجاه و چهار سالگى از دنيا رفت كه از اين مدت بيست سال را با امام صادق عليه السلام و سى و چهار سال تنها را به امامت گذراند . « 2 »
37 - آوردهاند كه هارون - خدايش لعنت كند ! - چون خواست امام موسى بن جعفر عليهما السلام را بكشد ، موضوع قتل او را به ساير سپاهيان و
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 48 / 237 .
( 2 ) - همان : 48 / 237 .