تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
مقابر قريش « باب التّين » كه قبرستان قريش بود به خاك سپردند . آورده‌اند كه چون هنگام وفات آن حضرت رسيد از سندى خواست تا غلام ( آزاد شدهء ) او را كه اهل مدينه بود و در سراى عباس بن‌محمّد در مشرعة القصب منزل داشت احضار كند تا غسل و كفن كردن او را عهده‌دار شود و او قبول كرد . سندى بن شاهك مىگويد : من درخواست كردم اجازه دهد تا من بدنش را كفن كنم قبول نكرد و گفت : « ما خانواده ، مهريّهء زنانمان و نخستين حج ( واجبمان ) و كفن امواتمان از اموال پاكيزهء ماست و كفن من نيز همراه من است ، مىخواهم فلانى آزاد شدهء من غسل و تجهيز بدن مرا برعهده بگيرد ! » و همو برعهده گرفت . « 1 » 32 - نسب شناس مشهور ، سيد جمال‌الدّين معروف به ابن عنبه مىگويد : امام موسى بن جعفر الصادق عليهما السلام كنيه‌اش ابوالحسن و ابوابراهيم و مادرش ام‌ّولدى بود كه به او حميدهء مغربيّه - و به قولى نباته - مىگفتند . او در سال 128 در ابواء به دنيا آمد و در سال 183 به سن 55 سالگى در زندان سندى بن شاهك در بغداد از دنيا رفت . وى سياه چرده ، پرفضيلت ، شجاع و بسيار بخشنده بود ، به‌خاطر فرو خوردن خشم و بردباريش او را كاظم مىگفتند ؛ او شبانه از خانه درمىآيد درحالى كه به همراهش كيسه‌هاى درهم بود ، هر كه را مىديد و به هر كس كه مىخواست احسان كند ، مىداد به طورى كه كيسه ( مرحمتى ) موسى ضرب‌المثل شده بود و مردم مىگفتند : شگفتا از كسى
هامش
( 1 ) - كشف الغمّه : 2 / 234 .