بپرسيد : اين جنازهء كيست ؟ گفتند : جنازهء موسى بن جعفر عليهما السلام است كه در زندان وفات كرده و هارون دستور داده او را دفن كنند ! سليمان گفت :
موسى بن جعفر را اين طور دفن مىكنند ؟ براستى از هر كه در دنيا بهخاطر سلطنتش بترسند در آخرت حقش ( از عذاب ) به طور كامل ادا نمىشود ! سليمان به غلامانش دستور داد بدن آن حضرت را بگيرند تجهيز و كفن كنند با كفن گرانبها كه دو هزار و پانصد دينار هزينه كرده بود و تمام قرآن در آن نوشته شده بود و خود با پاى برهنه با جنازه رفت و او را در مقابر قريش به خاك سپرد . « 1 »
31 - اربلى مىنويسد : همين كه موسى بن جعفر عليهما السلام وفات يافت ، سندى بن شاهك فقها و بزرگان بغداد از جمله هيثم بن عدى و ديگران را وارد زندان كرد ، به جنازهء آن حضرت نگاه كردند و هيچ اثرى از جراحت و خفگى در او نديدند ، آنها را گواه گرفت كه امام عليه السلام به اجل خود ا زدنيا رفته است و آنها هم گواهى دادند . جنازه را بيرون آورد و روى جسر بغداد گذاشت و ندا داند كه اين جنازهء موسى بن جعفر است كه از دنيا رفته ، ببينيد ! مردم به دقت چهرهء آن حضرت را مىديدند كه او مرده است ، چرا كه گروهى در ايّام حيات موسى بن جعفر عليهما السلام او را قائم منتظر عليه السلام مىدانستند و زندان او را غيبت امام عليه السلام ! از اين رو يحيى بن خالد دستور داد كه منادى در زمان وفات آن حضرت اعلام كند كه اين بدن همان موسى بن جعفرى است كه شيعيان مىپنداشتند او نمىميرد ، خوب نگاه كنيد ! مردم ديدند او مرده است سپس بدن او را برداشتند در
هامش
( 1 ) - مناقب ابن شهرآشوب : 2 / 385 .