بردند ! و دستور داد آن گروهى كه باكجاوهء ابوالحسن عليه السلام بودند ، او را به عيسى بن جعفر منصور تحويل دهند كه در آن موقع در بصره بود .
تسليم او كردند و يك سال نزد او بازداشت بود ، هارون نامهاى به او نوشت تا امام عليه السلام را بكشد ! ولى عيسى بن جعفر برخى از خواص و نديمانش را طلبيد و با آنها دربارهء نوشتهء هارون مشورت كرد ، آنها راهنمايى كردند كه خوددارى كند و از اين كار معذرت بخواهد ! عيسى بن جعفر نامهاى به هارون نوشت و گفت : مدت زيادى است كه موسى بن جعفر در زندان من است و من از حال او جويا بودهام و كسى را گذاشتهام كه حرفهاى او را بشنود كه در دعاى خودش چه مىگويد ! او نه بر شما و نه بر من نفرين نكرده و هيچ بدى از ما نگفته است و براى خودش جز آمرزش و رحمت دعايى نكرده است ، اگر كسى را بفرستيد تا او را از من تحويل بگيرد و اگر نه من او را آزاد مىكنم زيرا كه من از بازداشت او ناراحتم ! ( احساس گناه مىكنم ! ) بعضى از جاسوسان عيسى بن جعفر به او خبر دادند كه از آن حضرت زياد شنيدهاند كه مىگفت :
« خداوندا تو مىدانى كه من بارها از تو جاى خلوتى را مىخواستم تا تو را عبادت كنم ! خدايا تو نيز چنان كردى ، پس تو را سپاس مىگويم ! » .
پس هارون كسى را فرستاد تا آن حضرت را از عيسى بن جعفر تحويل گرفت و به بغداد برد و به فضل بن ربيع تسليم كرد ، مدت زيادى نزد وى ماند ، هارون از او خواست تا دربارهء او كارى بكند ! او خوددارى كرد ، از اين رو هارون به او نوشت تا امام عليه السلام را به فضل بن يحيى تحويل دهد ! فضل او را تحويل گرفت و در يكى از خانههاى منزل خود قرار داد و ديدبانى را بر او گمارد . امام عليه السلام مشغول عبادت بود ؛ تمام شب به نماز و
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 190
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص١٩٠