نماز ) گرفتند و نزدوى آوردند پس او را به غل و زنجير بست و از داخل منزلش دو استر با كجاوههاى پوشيده بيرون آوردند كه امام عليه السلام داخل يكى از كجاوهها بود و همراه هر كدام شمارى از سپاهيان را گسيل داشت ؛ يكى از آنها راه بصره را پيش گرفت و ديگرى راهى كوفه شد تا مردم نفهمند كه او را كجا بردند !
امام عليه السلام داخل كجاوهاى بود كه به بصره بردند ، به فرستادهء مخصوصش گفت : او را تحويل عيسى بن جعفر بن منصور دهيد كه در آن موقع آنجا بود ، او را بردندو يك سال نزد وى زندانى بود ، پس از آن به هارون نوشت : اگر صلاح بدانيد او را از من بگيريد و به هر كه مىخواهيد بسپاريد واگرنه من او را آزاد مىكنم ! من زياد كوشيدم تا دليلى بر ضدّ او پيدا كنم ولى پيدا نكردم ، حتى وقت دعا به دعاهاى او گوش مىدادم كه شايد بر من يا بر شما نفرين كند ولى چيزى نشنيدم جز دعاى براى خودش كه از خداوند رحمت و مغفرت مىطلبيد .
هارون كسى را فرستاد تا او را از وى ( عيسى بن جعفر ) تحويل گرفت ( به بغداد برد ) در بغداد نزد فضل بن ربيع زندانى كرد و مدت زيادى نزد وى ماند ، هارون از فضل نسبت به امر وى كارى را خواست ( از او خواست تا امام را به شهادت برساند ) و او خوددارى كرد . تا اينكه به او نوشت : امام را به فضل بن يحيى تحويل دهد ! فضل امام عليه السلام را از او تحويل گرفت . اما هارون از فضل بن يحيى آنچه را كه خواسته بود ، او انجام نداد و به وى اطّلاع دادند كه موسى بن جعفر ( عليهما السلام ) در نزد وى در رفاه و گشايش و آزادى است !
هارون در آن موقع در « رقّه » بود ، مسرور خادم را بهعنوان قاصد به
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 159
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص١٥٩