تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
پيش هارون فرستاد ، هارون از عمويش ( موسى بن جعفر عليهما السلام ) پرسيد و او سعايت امام عليه السلام را نزد وى كرد ، يحيى تمام اخبار او را دانست و چيزهايى را بر آنها اضافه كرد ، به هارون گفت : اموالى ازمشرق و مغرب عالم براى موسى بن جعفر عليهما السلام مىآورند و او چندين بين‌المال دارد و ملكى به سى هزار دينار خريده و آن را « يسيره » نامگذارى كرده است ! صاحب آن ملك درحالى كه مبلغ آن را حاضر كرده بودند ، گفت : آن را نمىگيرم مگر چنين و چنان باشد ، دستور داد همان‌طورى كه او خواسته است بدهند ، آن را پس داد و سى هزار دينارى كه خواسته بود ، عين همان را به او دادند . هارون چون سخنان او را شيند دستور داد دويست هزار درهم از درآمد نواحى به او بدهند . و او يكى از نواحى شرقى را برگزيد و فرستادگانش براى دريافت مال رفتند ، روزى به مستراح رفت ، دردشكم سختى او را گرفت به‌طورى كه تمام اعضاى داخل شكم او بيرون ريخت و هر چه خواستند به‌جاى خود برگردانند نتوانستند ، هر چه بود فروريخت . در آن ميان آن مال را آوردند درحالى كه او جان مىداد ، گفت : من آن را چه كنم درحالى كه دارم مىميرم ! « 1 » 41 - همو مىنويسد : هارون در آن سال به حج رفت و از ( مدينه ) قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شروع كرد ، ( كنار قبر ) عرض كرد : يا رسول اللَّه ! از تو دربارهء كارى كه تصميم دارم عذر مىخواهم ، قصد دارم موسى بن جعفر را بازداشت كنم ، زيرا كه او مىخواهد بين امّت تو تفرقه بيندازد و خون آنها ريخته شود ! آنگاه دستور داد او را از مسجد ( پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در حال
هامش
( 1 ) - مقاتل الطّالبيّين : ص 333 .
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 158 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى