خون من سعايت خواهد كرد و فرزندان مرا يتيم خواهد ساخت » .
اصحاب گفتند : با اين حال شما به او احسان مىكنيد و صلهء رحم مىنماييد ؟ فرمود : « پدرم از قول پدرانش عليهم السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نقل كردهاند ؛ چون كسى با بستگان خود قطع رحم كند ولى او در مقابل صلهء رحم نمايد خداوند ريشهء او را قطع مىكند ! » . مىگويند : همين كه علىّ بن اسماعيل نزد يحيى آمد ، يحيى او را نزد هارون برد ، هارون از عمويش ( موسى بن جعفر عليهما السلام ) پرسيد ، او هم سخنچينى كرد وگفت : از اطراف عالم اموالى براى او مىآورند و او ملكى را به سى هزار دينار خريده است و آن را يسيره نام گذاشته است ! صاحب آن ملك ، درحالى كه عمويم آن مبلغ را حاضر كرده بود ، گفت : اين مبلغ نقدينه را نمىگيرم ، مگر مبلغى چنين و چنان باشد ، او دستور داد همانطورى كه او خواسته بود ، دادند .
هارون پس از آنكه سخنان او را شنيد دستور داد دويست هزار درهم از ماليات نواحى بگيرند و به او بدهند ! و او ماليات يكى ازنواحى شرقى را ( براى خود ) برگزيد و چون آن مال را آوردند اثر درد شكمى را در خود احساس كرد بهطورى كه تمام اعضاى داخلى بدنش فرو ريخت . گفت : من پول را چه كنم درحالى كه مىميرم ! و پس از آن دولت برامكه از بين رفت و ريشهء آنها كنده شد ! « 1 »
38 - همو از عبداللَّه بن مغيره نقل كرده است ، مىگويد : عبدصالح ( امام كاظم ) عليه السلام به يك زن يمنى برخورد كرد ، ديد گريه مىكند درحالى كه بچههايش اطراف او را گرفتهاند و ماده گاوش مرده است ، نزديك او رفت
هامش
( 1 ) - مناقب : 2 / 371 .