تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
كاملًا زهرآلوده شد ، به خادم دستور داد : اين سينى را نزد موسى بن جعفر ببر و بگو : من اين خرماها را براى شما نگهداشته بودم ، به حقى كه بر تو دارم نبايد چيزى از آنها بماندو به كسى ديگر هم از آنها نخورانى ! خدمتكار برد و به وى داد ، او با همان وضع مىخورد ، هارون سگى داشت كه پارس مىكرد ، خودش را كشيد و بيرون آمد درحالى كه زنجيرهاى طلايى و جواهراتى خود را مىكشاند تا به سرعت خودش را به ( نزديكى ) موسى بن جعفر ( عليهما السلام ) رساند ، امام عليه السلام در آنميان به خرماى زهرآلوده دست برد و آن را به طرف سگ انداخت و او خورد ، طولى نكشيد كه خود را روى زمين انداخت و زوزه‌اى كشيد و ( زبانش ) قطعه قطعه فرو افتاد ! و امام عليه السلام بقيهء خرماها را ميل كرد ، خادم قضيّه را به اطّلاع هارون رساند ، هارون گفت : نتيجه‌اى از موسى نگرفتيم جز اينكه به او خرما خورانديم و زهر را از بين برديم و سگ خود را كشتيم اين چه حيله‌اى در كار موسى است ؟ ! « 1 » 36 - « 2 » همو آورده است كه چون هارون دستور داد موسى بن جعفر عليهما السلام را نزد وى ببرند ، موقعى وارد كردند كه على بن يقطين بالاى سر او تكيه به شمشيرش داده و داشت به موسى بن جعفر عليهما السلام نگاه مىكرد ، تا دستور دهد و با آن شمشير هارون را بزند ! هارون متوجّه شد و گفت : من آن را ديدم ! على بن يقطين گفت : يا اميرالمؤمنين [ ! ] يك وجب از شمشيرم را بيرون كشيده بودم به اين اميد كه شما دربارهء او دستورى
هامش
( 1 ) - مناقب آل ابوطالب : 2 / 368 . ( 2 ) - همان . حديث شمارهء ( 35 ) در بخش عبادت و پارسايى امام به شمارهء ( 8 ) گذشت - م .