تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
بدهيد ! با اين گفتار از دست او نجات يافت . « 1 » 37 - ابن شهرآشوب آورده است ، مىگويند : يكى از عوامل دستگيرى امام عليه السلام اين بود كه هارون پسرش ( محمّدامين ) را نزد جعفر بن‌محمّدبن اشعث گذاشته بود كه وى قائل به امامت بود . يحيى برمكى نسبت به او حسد برد ، تا اينكه درصدد مخالفت با او درآمد ، پس با او انس گرفت و به خانه‌اش زياد رفت و آمد مىكرد و از كار او اطّلاعاتى به‌دست مىآورد ، به هارون گزارش مىكرد . روزى به برخى از افراد مورد اعتماد خود گفت : آيا فردى از طالبيان را مىشناسيد كه تنگدست باشد و نيازمندى خودش را به من بگويد ! على بن اسماعيل بن جعفر بن‌محمّد عليهما السلام را معرّفى كردند ، يحيى مبلغى براى او فرستاد درحالى كه موسى بن جعفر عليهما السلام به على بن اسماعيل احسان مىكرد و صلهء رحم مىنمود . سپس يحيى كسى را نزد وى فرستاد تا او را به رفتن نزد هارون تشويق كند ، موسى بن جعفر عليهما السلام او را طلبيد ، فرمود : « برادرزاده كجا مىروى ؟ » عرض كرد : بغداد ؟ فرمود : « براى چه كار ؟ » عرض كرد : بدهكارم و هر چه داشتم انفاق كرده‌ام ! فرمود : « من وام تو را ادا مىكنم و زندگى تو را تأمين مىكنم ! » . على بن اسماعيل توجه نكرد ! امام عليه السلام از او خواست و فرمود : « پسر برادر ! حالا كه مىروى ، مواظب باش ، از خدا بترس مبادى فرزندان مرا يتيم كنى ! » و دستور داد : سيصد دينار و چهار هزار درهم به او دادند ، همين كه از حضور او برخاست ، فرمود : « به‌خدا سوگند كه او در ريختن
هامش
( 1 ) - مناقب : 2 / 370 .
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 154 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى