گشايشى قرار ده ! اى صاحب جلال و اكرام ! » . من درحالى اين دعا را خواندم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آن را به من تلقين مىكرد تا اينكه شنيدم مىگويى : خدا دعاى تو را مستجاب كرد ! » .
گفتم : هارون چنين فرمان داده و آن مبلغ را به وى دادم . « 1 »
30 - ابن شهرآشوب ، محدّث واعظ رضوان اللَّه عليه از على بن يقطين نقل كرده است . . . « 2 »
31 - همو در روايتى ديگر آورده است كه هارون به حميد بن مهرانِ حاجب فرمان داد كه امام عليه السلام را تحقير كند ، حميد بن مهران گفت : اين مردم بىدليل فريب تو را خوردهاند من مىخواهم اين دو تصوير شيرها كه روى اين متّكاست مرا بخورند !
امام عليه السلام به آن دو تصوير اشاره كرد و فرمود : « دشمن خدا را بگيريد ! » او را گرفتندو خوردند ، سپس گفتند : چه فرمان مىدهيد آيا هارون را هم بگيريم ! فرمود : « نه بهجاى خودتان برگرديد ! »
او را نورانيّتى است كه مردم را به حيرت انداخته است
با نابودسازى آن كه نسبت باطل مىداد
موقعى كه فرمود : اى شير خدا ! او را بدر !
و به تصوير شير مهيبى اشاره كرد :
شيرى بهسوى او شتافت و دست و پنجهء خود را
به سوى او دراز كرد كه در كنار طعمه ، شيرى غرّان بود
هامش
( 1 ) - مهج الدّعوات : ص 245 .
( 2 ) - المناقب : 2 / 364 . بقيه اين حديث با اندك تفاوت لفظى عين شمارهء ( 14 ) بود - م .