همان شخص را در خواب ديدم كه مىگفت : هارون ! به تو دستور دادم :
موسى بن جعفر را آزادكنى ، پس چرا نكردى ؟ از خواب بيدار شدم و از شر شيطان به خدا پناه بردم ، سپس روى اين بستر كه اكنون هستم آمدم ، ناگهان همان شخص آمد با شمشيرى در دست كه يك سرش در مشرق و يك سر در مغرب ، به طرف من اشاره كرد و گفت :
اى هارون ! بهخدا سوگند كه اگر موسى بن جعفر را آزاد نكنى همين شمشير را به سينهات فرو مىبرم و از پشتت بيرون مىكنم ! اين بود كه دنبال تو فرستادم و مبادا به كسى اظهار كنى كه تو را خواهم كشت پس مواظب خودت باش !
مىگويد : به خانهام برگشتم و در حجره را باز كردم و خدمت موسى بن جعفر عليهما السلام رسيدم ديدم كه در حال سجده به خواب رفته است ايستادم تا بيدار شد و سرش را بلند كرد ، فرمود : « عبداللَّه ! هر چه دستور دارى انجام بده ! » گفتم : مولاى من ! تو را بهحق خدا و بهحق جدت رسول اللَّه آيا امروز براى رهايى خودت دعايى كردى ؟ فرمود : « آرى ، من نماز واجب را خواندم و سجده كردم و در سجدهام طول دادم ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را ديدم ، فرمود : موسى ! آيا دوست دارى كه آزاد شوى ؟ گفتم :
آرى يا رسول اللَّه ! فرمود : اين دعا را بخوان :
« اى بخشندهء نعمتها ، اى دفعكنندهء بلاها ، اى آفرينندهء مخلوقات ، اى بر طرف كنندهء غمها ، اى پردهپوش تاريكىها ، اى ازبين برندهء ناراحتى و درد ، اى صاحب جود و كرم و اى شنوندهء صداها اى دريابندهء هر آنچه ازدست رفته ، اى زندهكنندهء استخوانهاى پوسيده و بهوجود آورندهء آنها پس ازمرگ ، برمحمّد و آلمحمّد درود فرست و نسبت به كار من فَرَج و
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 147
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص١٤٧