كه او را عالم به غيب مىدانند و مىگويند : او در آسمان فرشتگان را مىنگرد ! رسوا مىشود .
هارون گفت : اينها تنها راه و پيشنهاد پسنديدهاى است پس دستور داد دنبال امام كاظم عليه السلام رفتند و خواستند تا فورى با اصحابش در مجلس حاضر شوند و بهدنبال فلانى و فلانى از اصحاب شيعه رفتند . پس ابوالحسن عليه السلام با جماعتى از شيعه حضور يافت ، هارون گفت يا ابالحسن ! من شما را بهخاطر علاقهاى كه داشتم احضار كردم ! امام عليه السلام فرمود : « از شوق ديدار ما بگذر ! بدان كه خداى تبارك و تعالى بين آسمان و زمين دريايى مداربسته با آبى گوارا و زلال آفريده است كه در كرانههاى آن امواج بر روى هم سوار مىشود تا اينكه باعث كاستى آن نگردد ، ميكائيل فرود مىآيد ، هر جاندارى كه زير آن است تا چهار فرسخ از فرسنگهاى فرشتگان هلاك مىشود ، هر فرسخى به قدر دويست سال راه براى يك باز بلندپرواز ناپيداست !
درحالى كه فرشتگان صف كشيده تسبيح گويانند كه خداى تعالى فرموده است :
« وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ »
« 1 » و خداوند براى آن دريا ساكنانى از انواع مشخص براى ساختن ماهىهاى كوچك و بزرگ آفريده است ، بزرگترين آنها از اين نوع يك وجب است ، سرى چون سر آدميان و بينى و گوشها و چشمانى دارد و نرهاى آنها سياهى در صورت مانند
هامش
( 1 ) - صافّات / 165 و 166 : و ما همگى ( براى اطاعت فرمان خدا ) در صف ايستادهايم و ما همهتسبيحگوى او هستيم .