تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
خصمانه از خويشاوندان ارثشان را مانع شود براستى كه فرزند فاطمه ( عليها السلام ) بلندآوازه ارث‌بر است نه عموزادگان ! « 1 » 26 - شيخ ابوجعفر مشهدى مىنويسد : در كتاب‌هاى برخى از اصحابمان - رضى اللَّه عنهم - ديدم كه هارون باز سفيدى داشته كه سخت به او علاقمند بود در يكى از شكارگاهها پرواز كرد ، رفت تا از چشم او ناپديد شد ، ازاين‌رو دستور داد تا سايبانى تركى براى او زدند و زير سايبان درآمد و سوگند ياد كرد كه از جاى خودش حركت نخواهد كرد مگر آن باز را بياورند و همچنان ماندو سران سپاه و همچنين اميران يك‌روز ، دو و سه روز راه ، به‌دنبال آن فرستاد چون روز دوم آخر روز شد ، باز خود نزد وى فرود آمد درحالى كه حيوانى را در چنگال داشت كه حركت مىكرد و همچون شمشيرى در برابر خورشيد مىدرخشيد . باملايمت از چنگ او گرفت و به خانه‌اش بازگشت و آن حيوان را داخل طشت زرينى انداخت و بزرگان ، طبيبان ، حكيمان ، فقيهان و قضاة را فراخواندو گفت : آيا در بين شما كسى هست كه اين شكل را هرگز ديده باشد ؟ گفتند : نه ما ديده‌ايم و نه هم مىدانيم كه چيست ؟ پرسيد : چگونه ما بدانيم كه آن چيست ؟ ابن اكثم و ابويوسف قاضى گفتند : هيچ چاره‌اى ندارى مگر امام شيعيان موسى بن جعفر عليهما السلام را با جمعى از شيعيان احضار كنى و از او راجع به اين حيوان بپرسى ! اگر دانست كه اين فايده را خواهد داشت كه ما آن را بشناسيم و اگر نه ، او در نزد اصحاب خود
هامش
( 1 ) - احتجاج : 2 / 167 .