تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
پسرعمو ! درحالى كه با اين جمله بر ديگران مباهات مىكرد . ولى ابوالحسن موسى بن جعفر عليهما السلام كه جلوى قبر رفت ، گفت : « درود بر تو اى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم درود بر تو اى پدر ! » چهرهء هارون درهم و آثار خشم در سيمايش آشكار شد ! « 1 » 25 - طبرسى مىگويد : از ابوالحسن موسى بن جعفر الكاظم عليهما السلام نقل كرده‌اند ، وقتى كه اين شعر - مروان بن ابىحفصه « 2 » - را شنيدم : كجا ممكن است ؟ و نمىشود و نشده است براى دخترزادگان ، ارثِ متعلّق به عموها ؟ در آن شب ذهنم را به خود مشغول كرده بود ، تا اينكه خوابم برد و در خواب شنيدم هاتفى مىگفت : كجا ممكن است و نمىشود و نشده است كه مشركان ستون‌ها و تكيه‌گاههاى اسلام باشند ؟ دخترزادگان سهم خود را از جدشان دارند درحالى كه عمو كنار زده شده و هيچ سهمى ندارد آزاد شده را چه به ارث بردن ! درحالى كه آزاد شده از ترس شمشير سر فرود آورد همين مانده كه حيوان زاده‌اى بايستد با لجاجت
هامش
( 1 ) - احتجاج : 2 / 165 . ( 2 ) - در كتاب « تحليلى از زندگانى امام كاظم عليه السلام : 2 / 86 و 87 » آمده است كه وى قصيده‌اى در مدح عباسيان سرود كه هارون پنج هزار دينار و خلعتى باده بردهء رومى به وى داد واو را بر اسب تركى مخصوص خود سوار كرد - م .