فرمود : « نظر شما چيست ؟ » گفتند : ما پيشنهاد مىكنيم كه شما از اين مرد فاصله بگيريد و خودتان را پنهان كنيد ! زيرا كه از شر او ايمنى نيست ، امام عليه السلام لبخندى زد و گفت : قريش پنداشتند كه به پروردگارشان پيروز مىگردند ، درحالى كه بايد در دست خداوند بسيار غالب ، مغلوب گردند ! سپس اين شعر را خواند : فرزدق پنداشت كه به زودى مربع را از پا در مىآورد ، تو را اى مربع به سلامتى و طول عمر مژده باد ! آنگاه سر به طرف آسمان بلند كرد و گفت : ( دعاى امام عليه السلام در شمارهء ( 3 ) گذشت ) .
سپس رو به اصحاب خود كرد و فرمود : « ترس و هراس شما بر طرف مىشود ، زيرا كه نخستين نامه از عراق نخواهد رسيد مگر خبر مرگ موسى بن مهدى را مىآورد » .
گفتند : خداوند امر شما را اصلاح كند ! چگونه چنين چيزى اتفاق افتاده است ؟ فرمود : « به حرمت صاحب اين قبر او همين امروز مرد ، بهخدا سوگند كه اين خبر همانطور به من ريسد كه شما سخن مىگوييد ! »
سپس حاضران پراكنده شدند ، ديگر اجتماع نكردند مگر براى خواندن نامههاى مربوط به مرگ موسى بن مهدى و يكى از اهلبيت آن حضرت از جانب او شعرى را گفت :
او جلوتر از شب پيش مىرود ، درحالى كه شب پردهء تاريكى خود را بر شبرو و شخص خوابيده گسترده است .
درهاى آسمان و بالاتر از آن گشوده مىشود ، در صورتى كه چون كوبندگان نزديك شوند ، درهاى آسمان را بكوبند .
هرگاه وارد شوند ، خداوند آن را بر اهلش بدون اجابت نمىگذارد ، چرا كه خداوند بينا و شنواست .
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 101
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص١٠١