7 - اربلى به نقل از فضل بن ربيع از قول پدرش آورده است كه چون مهدى عباسى موسى بن جعفر عليهما السلام را بازداشت كرد ، على بن ابىطالب عليه السلام را در خواب ديد . . . « 1 »
8 - ابومنصور طبرسى از على بن يقطين نقل كرده است ، مىگويد :
ابوجعفر ( منصور ) دوانيقى دستور داد يقطين در قصر عباد چاهى بكند ، يقطين همچنان مشغول حفر چاه بود كه ابوجعفر ( منصور ) مرد و از آن چاه آبى در نيامد ، جريان را به مهدى ( عباسى ) گفتند ، او هم گفت : همچنان بكنيد تا به آب برسد هرچند كه تمام آنچه در بيتالمال است صرف كنيد !
يقطين برادرش ابوموسى را مأمور حفر چاه كرد ، او همچنان مىكند تا در پايينترين قسمت زمين سوراخى پيدا شد كه از آن بادى بيرون مىآمد ، مىگويد : از اين بابت چاهكنان ترسيدند ! جريان را به ابوموسى ( برادر يقطين ) گفتند ، گفت : مرا پايين ببريد ، پايين بردند ؛ سر چاه چهل ذراع در چهل ذراع بود ؛ او را در يك طرف كجاوهاى گذاشتند و به پايين چاه بردند همين كه به انتهاى چاه رسيد ، با ترس و بيم نگاهى كرد در پايينترين قسمت آن صداى باد را شنيد ، دستور داد سوراخ را بگشايند ، آن را به صورت درِ بزرگى گشودند ، سپس فردى را در يك طرف كجاوهاى پايين فرستادند ، گفت : براى من خبرى بياور كه آنجا چه هست ؟
مىگويد : دو نفر ، در يك طرف كجاوه پايين رفتند اندكى درنگ كردند سپس ريسمان را حركت دادند بالا آوردند ابوموسى پرسيد : چه ديديد ؟
گفتند : امرى مهم ؛ مردان و زنان ، خانهها ، ظرفها و كالاها كه همگى مسخ
هامش
( 1 ) - كشف الغمة : 2 / 213 . بقيه حديث عين شمارهء ( 9 ) بخش « علم و فضايل امام » بود - م .