تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
نگران و بيمناك از خواب بيدار شد و حميد بن قحطبه را از دستورى كه داده بود نهى كرد و امام كاظم عليه السلام را گرامى داشت و جايزه داد . « 1 » 10 - همو از على بن يقطين و عبداللَّه بن احمد و وضّاح نقل كرده است ، گويند : چون سر بريدهء صاحب فخ « 2 » را نزد موسى بن مهدى آوردند ، اين اشعار را خواند : عموزاده‌هاى ما پس از آن‌كه در بيابانى دفن شديد نبايد اشعارى را با قافيه‌هاى حزن‌آور بخوانيد ! ما از آن كسانى نيستيم كه دست شما به او برسد و مقهور و مغلوب شما گردد يا به حكم قاضى تن در دهد ! بلكه حكم ما حكم شمشير است كه در ميان شما سايه افكنده و ما هم بدانچه شمشير راضى شود راضى هستيم ! اگر شما بگوييد : ما ستم كرديم نه ما ستم نكرده‌ايم بلكه ما به وضع بدى با هم درگير شديم و طرح دعوا كرديم ! سپس شروع به ذكر طالبيان كرد و يكايك را نام مىبرد تا رسيد به موسى بن جعفر عليهما السلام و به خدا قسم خورد كه او را بكشد ! در آن‌باره با قاضى ابويوسف صحبت كرد تا اينكه آتش خشمش فرو نشست . اين خبر به امام كاظم عليه السلام رسيد درحالى كه جماعتى ازاهل‌بيت نزد او بودند
هامش
( 1 ) - مناقب : 2 / 365 . ( 2 ) - فخ نام محلى در نزديكى مكه است كه در آنجا فاجعهء بزرگى اتّفاق افتاد كه امام جواد عليه السلام فرمود : « پس از كربلا كشتارگاهى بزرگتر از فخّ براى ما اهل‌بيت نبود » . تحليلى از زندگانى امام كاظم عليه السلام : 1 / 515 - م .
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 100 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى