زانو درآورد ، يعنى علم معاني حروف .
أبو حيان نقل مىكند كه « نوح بن نصر - كه از اديبان آل سامان بود - در سال 340 ه نامهاى به أبو سعيد نوشت ودر آن أو را امام خطاب كرد وبيش از چهار صد سؤال از أو پرسيد كه عمدهء آن دربارهء حروف ودر ضمن آن نيز مسائلي از قرآن بود » « 77 » وچون برگرديم به موضوع مناظرهء سيرافى وأبو بشر متى در سال 320 ه مىبينيم كه سيرافى سؤالهاى متعدّدى دربارهء معاني حروف از أبو بشر متى مىپرسد وخطاب به أو مىگويد : « من دربارهء يك حرف واحد از تو سؤال مىكنم ، تو با استمداد از منطق ارسطويى كه بدان مىنازى وبه دانستن آن فخر مىفروشى پاسخ بده وآن حرف واحد « واو » « 78 » است . . . بحث حروف از ابوابى است كه تو وياران وگروه فلاسفه از آن بىخبريد . » « 79 » از اين عبارات به خوبى پيداست كه سيرافى تا چه حد بلند پروازى كرده وبه دانستن علم حروف نازيده ودر ظاهر كردن عجز وجهل أبو بشر پافشارى نموده است . چه به دنبال عبارات مذكور ادامه مىدهد : « من فقط از معاني يك حرف واحد از تو سؤال كردم ، اگر همهء حروف را مطرح مىكردم ومعاني ومواضع آنها را مىخواستم كه كدام يك حقيقي وكدام مجازى است چه مىكردى ؟ ! . . . شنيدهام كه شما گفتهايد : نحويان مواقع كلمهء « في » را نمىدانند ومىگويند كه « في » براي « ظرف » ( وعاء ) است و « باء » براي الصاق » « 80 » وسيرافى آغاز مىكند به بيان معاني « في » ودرباره « باء » چيزى نمىگويد .
بدين ترتيب ، سيرافى مناظره را تبديل مىكند به مناظره دربارهء معاني حروف وپس از « واو » معاني « غير » و « من » و « إلى » وصيغههاى عربى ونكره ومعرفه « 81 » واز اين قبيل را از أو مىپرسد ووزير ابن الفرات هم سيرافى را ترغيب مىكند كه سؤال كن ، ادامه بده ، عجز أو را بر همگان آشكار كن ، سؤال ديگرى مطرح كن كه هر چه پيشتر مىروى بلند پروازيهاى أو فروكش مىكند وضعف منطقي كه بر آن تكيه دارد وبر حق نبودن أو بهتر معلوم مىشود . » « 82 »
چنان كه ملاحظه شد سيرافى از اين وضع حد أكثر بهرهبردارى را در شكست دادن متّى وبه طور كلى أهل منطق مىنمايد وتنها به اثبات جهل متى در علم معاني حروف اكتفا نمىكند ، چنان كه در ادامهء پرسشهاى خود مىگويد : « كسى كه يك حرف واحد از زبانى را نداند ممكن
هامش
( 77 ) . أبو حيان توحيدي ، الامتاع والمؤانسة ، ج 1 ، ص 130 - 129 .
( 78 ) . همان ، ص 74 .
( 79 ) . همان ، ج 1 ، ص 75 .
( 80 ) . همان ، ج 1 ، ص 76 .
( 81 ) . همان ، ج 1 ، ص 77 - 76 ، 81 ، 84 - 83 ، 79 .
( 82 ) . همان ، ج 1 ، ص 81 - 80 .