تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
مجالس أبو الفتح خوددارى كرد » . « 64 » از جهت ديگر در آن روزگار فيلسوفى مبرّزتر از يحيى بن عدي وأبو القاسم عيسى بن علي وشاگردان يحيى بن عدي ، أمثال ابن الخمّار وابن زرعه ، نبود ؛ از اين جهت حضور اين اشخاص در مجالس أبو الفتح وگفتگو با عامري قطعي به نظر مىرسد . أبو زكريا يحيى بن عدي را « أستاذ اين جماعت « 65 » » و « رئيس متكلمان فرقهء فلسفي » « 66 » گفته‌اند . مسعودى - كه با ابن عدي معاصر بود - گويد : « در اين روزگار كسى را نمىشناسم كه در فلسفه ومنطق مرجع باشد ، مگر مردى از نصارى ، در بغداد ، به نام أبو زكريا يحيى بن عدي . » « 67 » ابن نديم نيز أو را « يگانهء روزگار » « 68 » دانسته است . وچون مقام يحيى در فلسفه چنين است ، معقول به نظر نمىرسد كه در مجالس فلاسفه در حضور أبو الفتح بن عميد شركت نكند ويا حضور يابد وبا عامري سخن نگويد . قفطى نيز دربارهء حضور يحيى بن عدي در مجلس يكى از وزراى بغداد ، واستنكاف أو از مناظره با متكلّمانى كه شأن آنان از منطقيان وفيلسوفان دون است ، خبري دارد . أو در اين باره مىگويد كه يحيى بن عدي « در مجلس يكى از وزراى بغداد حضور داشت وجمعى از أهل كلام در اين مجلس حاضر بودند ؛ وزير روى به ايشان كرد وگفت : با شيخ يحيى سخن بگوييد كه أو رئيس متكلّمان فرقهء أهل فلسفه است . « 69 » امّا يحيى از وزير خواست كه أو را معاف بدارد ، سبب را پرسيد ، يحيى گفت : ايشان قواعد تعبيرات مرا نمىدانند من نيز از اصطلاحات آنها آگاه نيستم ، مىترسم كه بين من وايشان همان پيش آيد كه ميان جبائى وأرسطو گذشت ؛ جبائى در كتاب التصفح سخن أرسطو را نقض كرده وبه پندار خود آن را ردّ كرده است ؛ در حالي كه قواعد منطق أرسطو را نمىدانسته وبدين ترتيب ردّى باطل نوشته ، به گمان آنكه كارى كرده است ، واگر قواعد منطق را مىدانست دست به چنان كارى نمىزد . وزير با شنيدن اين سخن
هامش
( 64 ) . أبو سليمان سجستانى ، منتخب صوان الحكمة ، ص 130 . أبو حيان در مثالب الوزيرين از مجلسي ياد مىكند كه در آن أبو الفتح از أبو سليمان سؤالي دربارهء نفس مىكند وأو نيز جوابي طولانى مىدهد ، امّا توحيدي نمىگويد كه اين مجلس در كجا بوده است . شايد أبو الفتح بن عميد ، پس از آنكه أبو سليمان به حضورش نرفته ، به ديدارش رفته باشد ( مثالب الوزيرين ، ص 299 - 297 ) .
( 65 ) . أبو حيان توحيدي ، الامتاع والمؤانسة ، ج 2 ، ص 38 .
( 66 ) . قفطى ( أبو الحسن جمال الدين علي بن يوسف ) ، إخبار العلماء بأخبار الحكماء ( مختصر الزوزنى ) ، به تصحيح يوليوس ليپرت ، لايپزيگ ، 1953 ، چاپ افست ، مكتبة المثنى بغداد ومؤسسة الخانجي بمصر ، ص 230 .
( 67 ) . مسعودى ( أبو الحسن ، علي بن الحسين بن علي ) ، التنبيه والاشراف ، دار التراث ، بيروت ، 1968 ، ص 106 .
( 68 ) . ابن نديم ، الفهرست ، ص 322 .
( 69 ) . ملاحظه مىشود كه اين عبارت عين عبارتى است كه در منتخب صوان الحكمة آمده است ، از اين رو ما بر اين پنداريم كه اين سخن در مجلس ذو الكفايتين به ميان آمده است .