تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
انصاف داد وعذر أو را پذيرفت » . « 70 » چون ترديدى باقي نماند كه يحيى بن عدي در مناظره با عامري فيلسوف شركت داشته است بايد ديد كه آيا شاگرد نابغهء أو ، أبو القاسم عيسى بن علي بن جرّاح ، نيز در آن مجالس حاضر بوده است ؟ اين مرد ، فرزند علي بن عيسى وزير معروف ، در ميان رجال بغداد شخصيت بارزى بود ؛ أو « يگانهء روزگار خويش در علم منطق وعلوم أوايل » « 71 » نيز بود . از عبارت ابن نديم برمىآيد كه أو بر أمثال خويش از جمله أبو سليمان منطقي نيز تفوّق داشته است وچون أبو الفتح بن عميد تا آن حد متمايل به ديدار أبو سليمان بود ، جا دارد كه به ديدار عيسى بن علي نيز مشتاق باشد . گذشته از اين ، أبو الحسن عامري مشهور بود به اعتقاد به احكام نجوم وتأثير عالم أفلاك در عالم طبيعت ، تا آنجا كه صاحب بن عباد به أو لقب « حرّانى » « 72 » داده بود ؛ أو به شارح منطق أرسطو نيز مشهور بود . عيسى بن علي ، بر عكس ، مخالف احكام نجوم بود ورساله‌اى از أو به عنوان ابطال احكام النجوم شهرت داشت ودر آن رساله مطالبى را باطل ومردود دانسته است كه با مضمون نوشته‌هاى عامري مطابقت دارد . پس هر گاه سجستانى وديگر پيروان فلسفهء نو افلاطونى نيز مانند عامري قائل به تأثير أفلاك باشند كسى جز عيسى بن علي نمىماند كه در مقابل عامري بايستد وآراء أو را ابطال كند . « 73 » در كتابهاى تاريخ وتراجم آمده است كه « عيسى در علم منطق تحقيق ومناظره كرد واز وى سؤال شد وپاسخ داد ودر پاسخهاى استوار خود از روش أهل منطق نيز تجاوز نكرد . » « 74 » بنا بر اين شواهد وقرائن ما ترجيح مىدهيم كه عيسى بن علي نيز در مسألهء احكام نجوم ومنطق أرسطو با عامري مناظره كرده باشد . ابن خمّار وابن زرعه از شاگردان يحيى واز شارحان مشهور آثار أرسطو در بغداد بودند . ابن زرعه رساله‌اى دارد در اين موضوع كه « علم حكمت از قوىترين دواعي پيروى از شريعت است » « 75 » ودر آن حجتهاى كساني كه فلاسفه را به الحاد نسبت داده وفلسفه را مخالف شريعت
هامش
( 70 ) . قفطى ، تاريخ الحكماء ، ص 40 .
( 71 ) . ابن نديم ، فهرست ، ص 143 .
( 72 ) . أبو حيان توحيدي ، مثالب الوزيرين ، ص 82 .
( 73 ) . براي موقف عيسى بن علي در برابر دفاع عامري از علم احكام نجوم ، رجوع شود به مقالهء نگارنده ، « عيسى بن علي - سيرته وآراؤه الفلسفية » ، المجلة العربية للعلوم الانسانية ، دانشگاه كويت ، 1988 ؛ هر يك از آن دو از نظريهء خود با هيجان وعبارات سخت وتند دفاع مىكند وبر ديگرى مىتازد ، چندان كه به نظر مىآيد اين عبارات در مناظره‌اى ميان آنها اظهار شده باشد . نيز به مواردى رجوع شود كه در رسالهء « التقرير لأوجه التقدير » دربارهء تنجيم سخن مىگويد وبر منكران احكام آن مىتازد ( فروتر ، ص 269 ، 75 - 273 ، 277 ، 278 ، 280 ، 85 - 284 ) .
( 74 ) . قفطى ، تاريخ الحكماء ، ص 245 .
( 75 ) . رجوع شود به متن تصحيح شدهء اين رساله در كتاب ما با عنوان : مقالات يحيى بن عدي الفلسفية ، ص 46 .