با أدبا ، وروزى با متكلمان وروزى با فيلسوفان . وأموال بسيار در اين راه صرف كرد . از أبو سعيد سيرافى تفقد كرد واز علي بن عيسى رمّانى وجز ايشان ، وبه اين دو تن پيشنهاد كرد كه با أو به رى بروند ، همچنين با أبو الحسن انصارى وابن كعب وأبو سليمان منطقي سجستانى وابن بقّال شاعر « 61 » گفتگو كرد وچون ماه رمضان در رسيد ، بر اهداى صلهها وعطايا وبخششهاى عام وخاص افزود ودر اين مجالس از شگفتيهاى علم وتازههاى فلسفه وحكمت سخن به ميان آمد وبويژه ماجرايى كه أهل فلسفه با أبو الحسن عامري داشتند . . . واز اين دست ماجراهاى بىمانند مجلسي بود كه در جمادى الاخراى سال 364 ه تشكيل شد وأهل مجلس را غصّهدار كرد ، وآن اين بود كه أبو الحسن عامري - چون به أو پيشنهاد بحث شد - روى به أبو سعيد سيرافى كرد وگفت : « طبيعت حرف « باء » در بسم الله الرحمن الرحيم ، چيست ؟ همهء حاضران از اين سؤال در شگفت ماندند وسرانجام كار أبو سعيد به جايى كشيد كه نزديك بود مدهوش شود . » « 62 »
توحيدي دربارهء پاسخ سيرافى ومطالبى كه ردّ وبدل شده چيزى ننوشته است ، ليكن دربارهء وضعي كه پس از پايان گرفتن مجلس پيش آمده مطالبى آورده است . گويد : « هنگامى كه از آن مجلس بيرون آمديم با أبو سعيد گفتم : ديدى كه از اين مرد خطير چه مهابت وعظمتي بروز كرد ؟
گفت : تا كنون به چنين بلايى گرفتار نشده بودم ؛ ميان من وأبو بشر متى در سال 320 ه چنين ماجرايى پيش آمد ، اما اين يكى به مراتب سختتر وكوبندهتر بود . » « 63 »
اعتقاد ما بر اين است كه أبو سليمان منطقي سجستانى در ميان فلاسفهء بغداد حضور نداشته است . اما از عبارت توحيدي در البصائر والذخائر كه گويد : « الفلاسفة البغداديين » مىتوان دانست كه در آن مجلس أمثال يحيى بن عدي وأبو القاسم عيسى بن علي بن جرّاح وابن ماقيّهء مجوسي وأبو الحسن بديهي وشخص أبو حيان توحيدي نيز حضور داشتهاند وياد توحيدي از « فلاسفهء بغداد » به معناى حضور يك فيلسوف نبوده است . در مثالب الوزيرين نيز توحيدي از « ماجراى متفلسفان بغداد با أبو الحسن عامري » سخن گفته است واين نشان مىدهد كه جمعى از فلاسفه در آن مناظره شركت داشتهاند نه يك فيلسوف .
حقيقت اين است كه عامري با أبو سليمان منطقي مناظرهاى نداشته ، زيرا در منتخب صوان الحكمة آمده است كه « هنگامى كه أستاذ [ أبو الفتح ] بن عميد به بغداد آمد - سال 364 - أبو سليمان را نزد خود خواند وكسى را به دعوت أو فرستاد ليكن أبو سليمان از حضور در
هامش
( 61 ) . أبو حيان توحيدي ، مثالب الوزيرين ، ص 270 و 271 .
( 62 ) . أبو حيان توحيدي ، مثالب الوزيرين ، ص 270 و 271 .
( 63 ) . همو ، مثالب الوزيرين ، ص 273 .