افزون بر آنچه گفته شد عامري مدتي از حيات خويش را در منطقهء چاچ بسر برده ودر آنجا ازدواج كرده ونزد أبو بكر قفّال درس خوانده واحتمالا در نخشب نيز نزد محمد بن أحمد نخشبى درس خوانده است . جز اينكه ممارست در فلسفه را پس از آن دوران در بخارا آغاز نموده ، زيرا كتاب السعادة والاسعاد را در آنجا نوشته ودر آن شهر در شبهاى جمعه بويژه در ماه رمضان در مجالس مناظرهاى كه در حضور أمير نوح بن نصر تشكيل مىشده شركت نموده است وباور ما بر آن است كه عامري در همين مجالس به كم وكيف نامهء أمير به سيرافى اطلاع يافته است ودر سال 343 ه كه أمير نوح در گذشته ، أو بخارا را به قصد نيشابور ترك گفته است ، چه پدرش نيز در همان سال از بخارا به قصد اداى فريضهء حج بيرون رفته است .
عامري در نيشابور .
شهر نيشابور تا سال 334 ه تحت حكومت أبو بكر محمد بن مظفر بن محتاج چغانى از آرامش وامنيتى برخوردار بود كه بر آن رشك مىبردند ، امّا در آن سال لشكر خراسان وأبو على چغانى بر ضد أمير سامانى قيام كردند وأو را از سلطنت عزل نمودند واز بخارا بيرون راندند وأوضاع همچنان ناآرام ماند تا در سال 340 ه كه بين أبو على وأمير سامانى صلح برقرار گرديد وأبو على مجددا به طور رسمي سپهسالار خراسان شد وتا سال 342 ه كه به انعقاد صلح با ركن الدولة بويهى مبادرت كرد در مقام خود باقي بود ، در اين سال چون أمير سامانى از عقد صلح خوشنود نبود به عزل أبو على چغانى فرمان داد ، ليكن أبو على با يارى ركن الدولة ، توانست در نيشابور بر مسند قدرت باقي بماند ودر 343 ه با اقتدار تمام بر نيشابور وبلاد خراسان مستولى بود ودر همين تاريخ مدارك وشواهد موجود حكايت دارد از فعاليت أبو الحسن عامري در تدريس وتصنيف آثار فلسفي در شهر نيشابور واين وضع تا 353 كه عامري به رى رفت ، ادامه داشت .
عامري در رى أبو حيان توحيدي مىگويد : « عامري پنج سال در رى أقامت كرد وبه تدريس واملاء وتأليف وروايت اشتغال داشت وأبو على مسكويه در آن شهر از أو كلمهاى نياموخت ، گويى بين أو وعامري ديوارى كشيده شده وپس از آن ، سألها از پشيمانى خون جگر خورد . » « 40 »
مسكويه در حدود « 41 » 325 ه تولّد يافته ودر « 42 » 345 ه به وزير مهلّبى پيوسته ودر 353 ه
هامش
( 40 ) . أبو حيان توحيدي ، الامتاع والمؤانسة ، ج 1 ، ص 36 - 35 .
( 41 ) . عبد العزيز عزّت ، ( ابن ) مسكويه - فلسفته الأخلاقية ومصادرها ، چاپ 1 ، شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي وأولاده ، قاهره ، 1946 ، ص 80 .
( 42 ) . عبد العزيز عزت ، ( ابن ) مسكويه ، ص 80 .