تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
اذان شهادت سوّم را نيز ندا دهند - چنان كه روش شيعه است - مردم آن مؤذّن را مورد حمله قرار داده وكشته‌اند واين واقعه در سال 202 ه روى داده است . » « 36 » بر آنچه ذكر شد اين مطلب را نيز مىافزاييم كه عامري فيلسوف در بخارا مىزيسته ودر مجالس أمير نوح كه در دشمنى با باطنيه وقرامطه واسماعيليه مشهور است وحتى پدر خود را كه به آن مذهب گرويده بود كشته است ولشكر به أطراف خراسان گسيل داشته تا پيروان آن مذهب را قلع وقمع كنند « 37 » ، حضور مىيافته است واگر پدر فيلسوف قاضى اين أمير باشد چگونه ممكن است كه عامري را شيعه بدانيم ؟ وكسى كه مدّتها در خدمت أمير أبو الحسن سيمجور « 38 » بسر برده كه در پاسخ نامه‌اى كه از خليفهء فاطمى قاهره به دستش رسيد در ظهر همان نامه نوشت : « قل يا أيها الكافرون لا اعبد ما تعبدون » . « 39 » آيا درست خواهد بود كه با اين أحوال عامري را شيعي به شمار آوريم ؟ !

عامري در بخارا .

چنين به نظر مىرسد كه خانوادهء عامري در آن زمان كه أو در بلخ مشغول تحصيل بوده است به بخارا رفته باشند وعامري نيز از شامستيان بلخ به بخارا رفته باشد واز آنجا به چاچ براي تحصيل فقه وعلم كلام ماتريدى در نزد أبو بكر قفّال . در شهر چاچ با دختر « إسماعيل بن مهران خشينديزى » « 40 » ازدواج كرده ، وياقوت اين شخص را پدر زن عامري معرفى كرده است وچنين مىنمايد كه أو از فقها ومحدّثان وقت بوده است « خشينديزى » منسوب به شهركى است به نام « خاشنديزه » از قراى نخشب در ما وراء النهر وشايد ازدواج عامري بين سالهاى 325 ه و 330 ه واقع شده باشد . شايد بتوان وجود عناصر فلسفهء نو افلاطونى را در آثار عامري نتيجهء تحصيل أو نزد فيلسوف إسماعيلي مذهب أبو عبد الله محمد بن حسين نخشبى دانست ومحلّ اين تحصيل نيز در نخشب وپس از آن در پايتخت - بخارا - زيرا أبو عبد الله نخشبى در أواخر دوران أمير نصر بن أحمد سامانى از نخشب به بخارا رفت . مىتوانيم وقايع زندگى عامري را پس از مراجعت از بلخ تلمّذ در نزد أبو زيد بلخى - در شهرهاى ما وراء النهر - به شرح آتى ذكر كنيم : أولا ، علت اينكه در كتابهاى تاريخ وتراجم رجال ، مانند الفهرست وتاريخ نيشابور چيزى
هامش
( 36 ) . محمد المدرس ، مشايخ بلخ ، ص 126 . نويسنده اين مطلب را از فضائل بلخ ، ص 44 ( متن فارسي ) نقل كرده است .
( 37 ) البتة ناقل اين مطلب ونظائر آن نظام الملك طوسي است كه أصلا نمىدانسته خلفاى فاطمى در كجا وكي بوده‌اند . يعقوب ليث را نيز در مخالفت با خلفاى عباسى اغوا شدهء خلفاى فاطمى دانسته است ، در صورتي كه يعقوب در 265 ه در گذشته واولين خليفهء فاطمى در تونس در 297 ه به تأسيس آن خلافت توفيق يافته است . رجوع شود به : سياست نامه ، به تصحيح علامهء قزوينى ، چ 2 ، ص 16 . - م .
( 38 ) البتة ناقل اين مطلب ونظائر آن نظام الملك طوسي است كه أصلا نمىدانسته خلفاى فاطمى در كجا وكي بوده‌اند . يعقوب ليث را نيز در مخالفت با خلفاى عباسى اغوا شدهء خلفاى فاطمى دانسته است ، در صورتي كه يعقوب در 265 ه در گذشته واولين خليفهء فاطمى در تونس در 297 ه به تأسيس آن خلافت توفيق يافته است . رجوع شود به : سياست نامه ، به تصحيح علامهء قزوينى ، چ 2 ، ص 16 . - م .
( 39 ) البتة ناقل اين مطلب ونظائر آن نظام الملك طوسي است كه أصلا نمىدانسته خلفاى فاطمى در كجا وكي بوده‌اند . يعقوب ليث را نيز در مخالفت با خلفاى عباسى اغوا شدهء خلفاى فاطمى دانسته است ، در صورتي كه يعقوب در 265 ه در گذشته واولين خليفهء فاطمى در تونس در 297 ه به تأسيس آن خلافت توفيق يافته است . رجوع شود به : سياست نامه ، به تصحيح علامهء قزوينى ، چ 2 ، ص 16 . - م .
( 40 ) . ياقوت حموى ، معجم البلدان ، ج 2 ، كتابخانهء اسدى ، تهران ، 1344 ، ص 447 .
رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 66 | أبو الحسن العامري