بوده است . حكيم ترمذى ( متوفّى 320 ه ) گويد كه اين شهر همچنان « بر مذهب أصحاب رأى بوده وهست تا آنجا كه بعضي از علمايى كه به خاطر جانبدارى از اين مذهب از شهرهاى خود رانده مىشوند به بلخ روى مىآورند . » « 27 »
أهل بلخ تنها در دو قرن سوم وچهارم حنفي نبودند ، بلكه هميشه در اين مذهب متعصب بودهاند وبه چند دليل اين مطلب را مىتوان اثبات كرد ، نخست اينكه : « اولين برخورد مذهبي در بلخ هنگامى پيش آمد كه يكى از فقهاى مذهب شافعي بدان شهر آمد وآن فقيه أحمد بن حسن بن سهل معروف به أبو بكر فارسي ( متوفّى 305 ه ) بود . » « 28 » دوم اينكه ، نويسندگان كتابهاى الجواهر المضيّة وطبقات الشافعية الكبرى در شرح حال أبو منصور سمعانى تميمي مروزى نوشتهاند كه پسرى داشت به نام « أبو المظفر منصور بن محمد كه از مذهب حنفي برگشت ومذهب شافعي اختيار كرد ومردم در پيروى از أو مضطرب شدند تا نامه از بلخ رسيد كه أو را از مرو اخراج كنند » « 29 » وبه طوس گسيل دارند . « 30 » اين واقعه در سال 468 اتفاق افتاد .
سوم اينكه وقتي سلاجقه « نظاميهء نيشابور « 31 » » را در سال 485 ه براي تدريس مذهب شافعي احداث كردند از فقهاى بلخ كسى نبود كه در آن فقه شافعي تدريس كند وبنا به گفتهء ياقوت :
« همهء فقها ومدرّسان واداره كنندگان نظاميهء بلخ از مهاجران غير بومى بودند وكسى در ميان ايشان از أهل بلخ نبود . » « 32 »
عامري ومذهب ماتريدى .
وقتي ثابت شود كه پدر عامري مذهب حنفي داشته واستادش نيز بر آن مذهب بوده ، آيا مىتوان گفت عامري نيز حنفي بوده است ؟ عامري گويد : روايت شده است كه سرور عالمان تابعين ، جعفر بن محمد الصادق عليهما السلام گفته است
هامش
( 27 ) . حكيم ترمذى ( أبو عبد الله ، محمد بن علي ) ، الأمثال من الكتاب والسنّة ، دار النهضة ، قاهره ، بىتا ، ص 8 .
( 28 ) . سبكى ( أبو نصر تاج الدين عبد الوهاب بن علي بن عبد الكافي ) ، طبقات الشافعية الكبرى ، به كوشش احمد الطناجى وعبد الفتاح الحلو ، ج 2 ، 1964 ، مطبعة عيسى البابي الحلبي وشركاء ، قاهره ، 184 .
( 29 ) . محيي الدين قرشي ، الجواهر المضيّة ، ج 2 ، ص 73 .
( 30 ) . سبكى ، طبقات الشافعية الكبرى ، ج 5 ، چاپ 1 ، 1965 ، ص 346 .
( 31 ) ظاهرا بايد به جاى « نظاميهء نيشابور » « نظاميهء بلخ » باشد . جملات بعدى آن را تأييد مىكند . - م .
( 32 ) . ياقوت حموى ، معجم الأدباء ، ج 1 ، ص 101 . يكى از پژوهندگان معاصر گويد : « شگفت نيست كه بلخ - وأفغانستان فعلى - كه جزئي از أقاليم خراسان بوده است ، همچنان به مذهب حنفي باقي مانده ، تا آنجا كه محمد نادرشاه در سوگند تصدّى حكومت به سال 929 ه ، تصريح مىكند كه « به شريعت اسلام ، بر وفق مذهب امام أبو حنيفة ، عمل كند ، » و [ بر همين نهج است ] ، قانون اساسى سال 1964 م أفغانستان كه تصريح دارد دين رسمي أفغانستان اسلام وشعائر مذهبي بر وفق مذهب حنفي وپادشاه نيز بايد حنفي مذهب باشد ، وقوانين كشور أفغانستان بايد مستخرج از اسلام بر وفق مذهب أبو حنيفة باشد . » ( محمد المدرّس ، مشايخ بلخ ، ص 150 ) .