تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
را نمىيابيم مگر آنكه از كارگزاران ايشان است . » « 266 » برخى از مورّخان وصاحبنظران ، باطنيه را با صابئين حرّان پيوند داده‌اند ، واستدلال ايشان اين است كه حمدان قرمط كه داعى باطنيه پس از ميمون بن ديصان است از صابئان حرّان بوده است وصابئهء حرّان دين خود را بر كسى آشكار نمىكنند مگر آنكه از خود ايشان باشد . « 267 » شايد عامل اصلى اين پيوند وجود عناصرى از حكمت نو افلاطونى در مذاهب إسماعيلي وباطني از يك سو ومذاهب صابئى ومجوسي از سوى ديگر باشد . وبه همين علّت است كه بغدادي پنداشته است ثنويه واسماعيليه در أساس با يكديگر اشتراك دارند ، به نحوى كه هر كس به يكى از آنها باور داشته باشد ديگرى را نيز خواهد پذيرفت . وشايد اسفراينى با بينش عميقترى مسأله را مطرح ساخته باشد كه مىگويد : صابئه « قومي هستند كه با مذهب أصحاب هيولى » « 268 » كه برقلس « 269 » منادى آن بود انتساب دارند . برقلس سخنان أفلاطون را در طيماؤس به اقرار أفلاطون به قدم عالم تفسير كرده وبر أساس آن نظريهء قدماي خمسه را مطرح ساخته است . صابئان نيز بسيارى از أفكار نو افلاطونى را در مذهب خود دارند وپيروان ثنويه نيز چنين‌اند . از اين رو كساني كه از دقّت تحقيقى كافى برخوردار نباشند همين كه در مذهب إسماعيلي مايه‌هايى از فلسفهء نو افلاطونى برقلس يا ديگر فلاسفهء آن مكتب مشاهده كنند به اين نتيجة مىرسند كه مذهب اسماعيليه از عناصر صابئى وثنوى تشكيل يافته است . دوم اينكه ، أبو حيان توحيدي در الامتاع والمؤانسة نقل كرده است كه انديشهء هماهنگى وموافقت ميان فلسفه وشريعت از فرقهء « سبعيه » است و « أبو زيد بلخى منادى اين شعار بود كه فلسفه پشتيبان شريعت است وشريعت هماهنگ وهمسان با فلسفه است . ويكى از آن دو مادر است وديگرى دايه . وأو مذهب زيديه داشت . . . ، أبو تمام نيشابورى نيز همين روش را داشت ودر خدمت طايفهء معروف به سبعيه « 270 » بود ، وبه مطرف بن محمد وزير مرداويج گيلى پناه برد تا مذهب مورد علاقه‌اش را تقويت كند ، ليكن جز خوارى وگوشه‌گيرى چيزى نصيبش نشد . واين همان انديشه‌اى است كه عامري فيلسوف هم در پى آن بود ، از اين رو همواره مطرود بود واز بيم جان از اين شهر به آن شهر مىرفت ، گاه به دربار ابن عميد وآل بويه پناه مىبرد وگاه نزد والى نيشابور وسپهسالار خراسان وگاه از طريق تأليف كتاب در دفاع از اسلام نظر مردم
هامش
( 266 ) . بغدادي ، الفرق بين الفرق ، ص 286 .
( 267 ) . همان ، ص 294 .
( 268 ) . اسفراينى ، التبصير في الدين ، ص 89 .
( 269 ) . اسفراينى ، التبصير في الدين ، ص 89 .
( 270 ) . در أصل : بالشيعيه .
رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 48 | أبو الحسن العامري