ثالثا ، أبو الحسن عامري از جمله كساني است كه دعوت به وحدت فلسفه وشريعت كرده وبه ابن عميد پناه برده است واگر به ياد داشته باشيم كه نيشابور اولين شهري بوده كه در آن اسماعيليه ظهور كردهاند واز طرف ديگر ، ابن عميد با قرامطه در ارتباط بوده است ، به همان نتيجهاى مىرسيم كه أبو حيان رسيده است يعنى عامري شيعي قرمطى يا إسماعيلي بوده ، چون بنا به قول أبو حيان با هر كس كه باور داشته هر ظاهري باطني وهر باطني ظاهري دارد هم كلام شده واين يعنى كه در كلّ إسماعيلي بوده است .
ما بعيد نمىدانيم كه عامري با محمد بن أحمد نخشبى در نخشب يا بخارا ملاقاة كرده باشد ، ليكن معتقد نيستيم كه اين ارتباط ويا حتى شاگردى أو نزد نخشبى ، دليل كافى باشد براي تغيير مذهب أو از سنّى به إسماعيلي . چنان كه دعوت به وحدت فلسفه وشريعت ويا حضور در مجالس ابن عميد ، در مدّتى محدود ، دليلي باشد بر إسماعيلي بودن أو .
رابعا ، توحيدي مىگويد كه عامري به سپهسالار يا والى خراسان در نيشابور پناه برده است . اگر اين سپهسالار أبو الحسن محمد بن سيمجور باشد كه از دشمنان سرسخت اسماعيليه است ، پيداست كه سخن توحيدي مبتنى بر شايعات بوده ، قبل از آنكه خود شخصا عامري را بشناسد وپيش از آنكه به رى سفر كند چيزى بر حسب گمان دربارهء أو نوشته است ، زيرا ، چهرهاى كه توحيدي در مقابسات خود از عامري ترسيم مىكند بكلّى با آنچه در الامتاع والمؤانسة آورده متفاوت است . وهمين ارتباط ودوستى عامري با والى نيشابور دليل قاطعى است بر اينكه اتّهام إسماعيلي بودن أو بىاساس است .
خامسا ، توحيدي مىگويد كه أبو الحسن عامري از قائلان به مذهب هيولى است كه دو فيلسوف ، محمد بن حسين ، معروف به دندان وأبو بكر محمد بن زكرياى رازي فلسفهء خود را بر آن بنا نهادهاند ، وعامري بطور صريح يا ضمني معتقد به قدم عالم بوده ودربارهء هيولى وصورت وزمان ومكان سخن گفته است . وپيداست كه اين اتّهام توحيدي مبنى بر مطالبى است كه عامري در كتاب الفصول في المعالم الإلهية از أفكار نو افلاطونيان آورده است ويا ممكن است اين اتهام بر أساس سخنى باشد كه صاحب بن عباد دربارهء عامري گفته وأو را « حرّانى » خطاب كرده است ، چنان كه پس از اين در اين باب سخن خواهيم گفت .
خلاصهء سخن اينكه جنبش اسماعيليه وفلسفهء ايشان به هر حال در تكوين أفكار وانديشههاى كلامي وفلسفي قرن چهارم بويژه فلاسفهء منطقهء خراسان تأثير فراوان داشته است واين تأثير منحصر به رجال بزرگ سياسي يا فلاسفه ومتكلّمان وگروه خاصي از مردم نيست ، بلكه در انتقادات ومطالبى كه متكلّمان بزرگ ماتريدى در ردّ عقايد إسماعيلي نوشتهاند نيز اين تأثير به وضوح مشاهده مىشود وما معتقديم آنچه از أفكار وآراء
رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 50
مساهمون: أبو الحسن العامري
ص٥٠