نو افلاطونيان در نوشتههاى عامري وجود دارد ومباحث مربوط به احكام نجومى ، تا حدودي مربوط به فضاى فرهنگى خاصّى است كه اسماعيليه اشاعه دادهاند ، بويژه در خراسان وبالأخص در نخشب وبخارا در أيام حكومت نصر بن أحمد سامانى ( 331 ه - 301 ه ) ، در آن أيام كه عامري مشغول تحصيل وكسب دانش وفلسفه بوده است .
5 . أوضاع سياسي وفرهنگى بغداد در قرن چهارم هجرى
بغداد در نيمهء أول قرن چهارم هجرى وضع نابسامانى داشت ، در سال 329 ه « قحطى ووباي شديد بسيارى از مردم را از پاى درآورد ، به نحوى كه مردگان متعدّد را در يك گور دفن مىكردند وكسى را پرواى كفن ودفن ونماز بر أموات نبود . » « 272 » در سال 330 ه بريدى بر بغداد استيلا يافت و « أهل آن را به عسرت نشاند . خانهها را غارت كردند ومردم ناگزير به فرار شدند ، گرانى وكمبود به جايى رسيد كه يك « كرّ » گندم را به 316 دينار مىفروختند ، أكثر رؤسا ومتصديان أمور از كثرت مراجعه وفشار مردم پنهان شدند » ، « 273 » و « بيچارگان وتهيدستان حتى به خوردن مردگان ناگزير شدند ؛ وبا ومرگ ومير نيز بيداد مىكرد . » « 274 »
در سال 332 بغداد به شهر متروكهاى مىمانست ، « خانهها ويران ، مرگ وناامنى وخرابى بسيار ، ومساجد وبيشتر بازارها وحمامها تعطيل شد » « 275 » ، أوضاع سياسي واقتصادى وامنيتى چنان خراب بود « كه بازرگانان جلاى وطن كردند ودزدان در شهر آشكارا به غارت أموال مشغول بودند . » « 276 » در همين سال معز الدولهء ديلمى وارد بغداد شد . « 277 »
معز الدولة خوى وخلق دو برادر ديگرش عماد الدولة وركن الدولة را نداشت . « أو به كشتىگيران وزورآزمايان وگروههايى از اين قبيل ، كه معمولا كسى از كار آنها بهرهاى نمىبرد ، جز مردم كم خرد ، بسيار اهميت مىداد . در پيش أو طبل مىنواختند ومردان كشتى مىگرفتند . . .
[ به همين سبب ] براي تأمين نيازها وارزاق لشكريان ، ناگزير شهرها وآباديها را اقطاع مىداد واين امر موجب خرابى بلاد ومهاجرت مردم مىشد . » « 278 »
در سال 334 ه نيز گرانى وقحطى بيداد كرد ، تا جايى كه مردم مردهها وسگها را مىخوردند وشنيده شد كه كودكان را مىدزديدند ومىخوردند ومرگ ومير به حدّى رسيد كه
هامش
( 272 ) . ابن أثير ، الكامل ، مجلد 7 ، ص 158 .
( 273 ) . همان ، ص 162 - 161 .
( 274 ) . همان ، ص 168 .
( 275 ) . همان ، ص 184 .
( 276 ) . همان ، ص 184 .
( 277 ) . همان ، ص 205 ، 206 .
( 278 ) . همان ، ص 205 ، 206 .